بوده باشد « او از على ( ع ) روايت كرده است و ليث بن ابي سليم تفسير آيهء
« أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ »
را از او روايت كرده است .
او از ابو سعيد خدرى روايت نموده است و حصيف نيز در مشيخه من لا يحضره الفقيه از او روايت كرده است او از ابن عباس روايت مىكند و عبّاس بن علاء نيز از او روايت مىكند . . . . » « 1 »
ابن عماد صاحب شذرات الذهب پدر او را « جبر » ذكر مىكند نه جبير و سنّ او را به هنگام مرگ ، هشتاد و چند سال مىداند و از خصيف نقل مىكند كه او داناترين مردم عصر خود ، نسبت به تفسير قرآن بود و خود گويد : سىبار تمام قرآن را به ابن عبّاس عرضه نمودم . او را هميشه مهموم و مغموم مىديدند ، اعمش گويد به او گفتند چرا غمناك هستى ؟
گفت روزى ابن عبّاس از دست من گرفت گفت و روزى پيامبر خدا ( ص ) از دست من گرفت و فرمود :
« عبد اللّه در دنيا آنچنان زندگانى كن كه غريب يا مانند عبوركنندهء راه بوده باشى » . و از مصعب نيز روايت شده است كه : « مجاهد داناترين تابعان نسبت به تفسير قرآن بود . » « 2 »
خير الدّين زركلى صاحب الأعلام مىنويسد :
« مجاهد بن جبر [ متولد 21 متوفى 104 - 642 - 726 م ] ابو الحجّاج مكى ، مولى بنى مخزوم ، از تابعان مفسّرين و از اهل مكه مىباشد ذهبى گفته است : « او شيخ القرّاء و المفسّرين مىباشد و تفسير را از ابن عبّاس فراگرفته است سه بار تفسير را بر او قرائت نموده است و در مورد هر آيه مكث و توقّفى انجام ، و شأن نزول و كيفيّت ورود را نيز پرسيده است او هر چيزى را كه مىشنيد دوست داشت كه با چشم خود ببيند بههمينجهت به « چاه برهوت » در حضرموت رفت تا از نزديك مشاهده نمايد . »
تفسير او در سال 1376 ه . ق به اهتمام مجمع البحوث الإسلاميّة در پاكستان به چاپ رسيده است .
او در مسئله رؤيت يا عدم خدا در روز قيامت ، همان رأى معتزله را داشت كه مقصود از نظر به معناى انتظار ثواب و عنايت خدا است نه ديدن با بصر .
شاعر عرب زبان گويد :
وجوه يوم بدر ناظرات * الى الرحمن يأتى بالفلاح
در روز بدر مردم در انتظار رحمت پروردگار هستند كه فلاح و رستگارى را نصيب فرمايد !
صاحب قاموس الرجال ضمن آوردن شرح حال او نام پدر او را « جبر » ضبط مىكند مىافزايد :
ابن قتيبه در معارف خود او را از تابعين شمرده است و گويد : غلام قيس بن سائب مخزومى بود مجاهد گويد آيه « و على الّذين يطيقونه فدية طعام مسكين » در حق مولى و مالك ابن جبير نازل شده است او در سال 103 درگذشته است . » « 3 »
ابن ابى الحديد گفته است : او مايل به آراى خوارج بود « 4 » در ميزان الذهبى آمده است ، كه به اعمش گفته شده است چرا تفسير مجاهد مخالف دارد ؟ در پاسخ گفت : چون او از اهل كتاب گرفته است . استاد معرفت معتقد است : رجوع او به اهل كتاب در امور منهى نبوده است از باب تحقيق بوده است نه تقليد . « 5 »
او مىگويد : مجاهد در تفسير قول اللّه تعالى :
« عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »
نيست كه او
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث ج 14 ، ص 187 - 188 .
( 2 ) شذرات الذهب ج 2 ، ص 19 ، ابن عساكر ج 16 ، ص 125 ، 131 ، كشف الظنون ، ص 458 ، معجم رجال الحديث ج 14 ، ص 187 ، الأعلام زركلى ج 5 ، ص 278 ، سير النبلاء ج 4 ، طبقات الفقهاء ص 45 ، ميزان الاعتدال ج 3 ، ص 9 ، حلية الاولياء ج 3 ، ص 279 .
( 3 ) المعارف ابن قتيبه ، ص 252 .
( 4 ) شرح ابن ابى الحديد ، ج 5 ، ص 76 .
( 5 ) التفسير و المفسّرون ج 1 ، ص 336 .