احاديث مربوط به معانى و تفاسير قرآن از طريق او نقل و بازگو شده است او در حلّ معضلات و مشكلات قرآنى يكى از استوانهها و محورها است .
علّامه حلى ( ره ) در بخش نخست « الخلاصة » در باب حرف « عين » گفته است : « عبد اللّه بن عباس از اصحاب و ياران رسول اللّه ( ص ) محبّ و دوستدار على ( ع ) و شاگرد او بود او در جلالت و اخلاص نسبت به على ( ع ) مشهورتر از آنست كه مخفى و ناپيدا باشد . » « 1 »
« كشّى » در رجال خود احاديثى را كه متضمّن قدح او مىباشد آورده است در پايان گفته است : شأن او بالاتر از اين مطالب است . »
آية اللّه خوئى صاحب معجم رجال الحديث : پس از نقل آراء و نظرات گوناگون در مورد او مىنويسد :
« او فردى جليل القدر و مدافع على و حسنين ( ع ) بود و تمام مطالب راجع به قدح و تضعيف او مخدوش مىباشد . » « 2 »
« ابن نديم » در « الفهرست » تفسير او را پس از تفسير امام باقر ( ع ) نام مىبرد و اينچنين گويد : « در كتابهائى كه در تفسير قرآن تأليف شده است نخست كتاب الباقر محمّد بن علىّ بن الحسين ( ع ) به روايت ابى الجارود زياد بن منذر . . . و كتاب ابن عبّاس به روايت مجاهد و حميد بن قيس از مجاهد و عيسى بن ميمون از ابو نجيح كه مجاهد آن را روايت كرده است . » « 3 »
مرحوم حاج آقا بزرگ طهرانى در كتاب « الذريعة الى تصانيف الشيعة » گويد : « دو تفسير به ابن عباس نسبت داده شده است :
1 . تفسير ابن عباس عن الصحابة » تأليف ابى احمد عبد العزيز بن يحيى بن احمد بن عيسى جلودى ( متوفى 332 ه . ق ) .
2 . تفسير تنوير المقياس من تفسير « عبد اللّه بن عبّاس » اين تفسير كه در چهار جزء قرار دارد و دربرگيرندهء بخشى از آيات كريمه است ، نه همه آيات اخيرا در مصر به سال 1290 ه چاپ شده است فريد وجدى و ديگران آن را از تأليفات ابن عباس به شمار آوردهاند . » « 4 »
در اين دو تفسير مىتوان روايات منقوله از ابن عبّاس را مشاهده و مطالعه نمود امّا اينكه تأليف مستقلّى از ابن عبّاس يا اثر مستقيم او باشد بسيار بعيد به نظر مىرسد چون در كتاب « الضّوء اللّامع » تأليف حافظ شمس الدّين محمّد بن عبد الرحمن سخاوى آن را به محمّد بن يعقوب فيروزآبادى صاحب قاموس اللغة ( متوفى 817 ه ) نسبت داده و از ابن عبّاس نيز روايت كرده است علاوه بر آن ، آنچه در اين تفسير در بولاق به سال 1290 ه . ق چاپ شده است با آنچه در بمبئى هندوستان چاپ شده است تفاوت دارد در هر دو سند روايت كتاب به عمّار بن عبد الحميد هروى مىرسد كه روايتگر از علىّ بن اسحاق سمرقندى ( متوفّى 237 ه . ق ) بوده است و سمرقندى از محمّد بن مروان سدّى صغير ، ( متوفّى 186 ه ) روايت مىكند و او از محمّد بن سائب كلبى ( متوفى 146 ه ) و او نيز از ابو صالح ميزان بصرى و او نيز از ابن عباس ( ره ) روايت مىنمود . » « 5 »
در صورتى كه سيوطى در كتاب « الإتقان » ضمن نقل دعاى « اللهمّ علّمه الحكمة » يا « اللّهمّ بارك فيه و أنشر منه » راههاى منتهى به ابن عبّاس را نقل مىكند و تصريح مىدارد كه سند كلبى از ابو صالح ميزان
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث ج 10 ، ص 229 - 30 .
( 2 ) معجم رجال الحديث ج 10 ، ص 339 .
( 3 ) الذريعة الى تصانيف الشيعة ج 4 ، ص 285 - 293 .
( 4 ) تذكرة الخواص ص 204 ، به نقل از أئمّتنا ج 2 ، ص 275 - 286 .
( 5 ) التفسير و المفسرون ج 2 ، ص 79 - 89 .