مصاحبت رسول خدا ( ص ) بسرمىبرد او را به عنوان خدمتگزار و جفتكنندهء كفشها و نعلين پيامبر اسلام يادآور شدهاند و به همين مناسبت خدمتگزارىاش اجازه يافته بود به محضر پرفيض آن بزرگوار رفت و آمد و تشرّف بيشترى داشته باشد او شور و شوق فراوانى در حفظ ، قرائت و فهم قرآن مجيد داشت .
« سيوطى » در الإتقان گويد : « او از حافظان قرآن به شمار مىآيد كه در عهد رسول خدا ( ص ) هفت تن بيشتر نبودند . » « 1 » او بيش از 848 حديث از پيامبر اسلام ( ص ) روايت نموده است كه اصحاب صحاح ، تعدادى از آنها را پذيرفتهاند مردى پيش ابن مسعود آمد و گفت : « فردى را در مسجد جا گذاشته است كه با رأى خود تفسير قرآن مىنمايد و اين آيه شريفه ( يوم تأتى السّماء بدخان مبين ) را اين گونه تفسير مىنمود كه در روز قيامت دودى بلند مىشود كه نفسهاى مردم را فرامىگيرد و آنان را بهصورت زكامى درمىآورد . ابن مسعود گفت : كسى كه چيزى را از روى علم و آگاهى مىداند پس بايد بگويد ، و فردى كه نمىتواند پس بايد گفته باشد كه خداوند داناتر و عالمتر مىباشد . . . . » « 2 » او مؤسّس مكتب تفسيرى كوفه مىباشد او نخستين فردى است كه قرآن را با صوت جلى در ملاء عمومى قريشيان تلاوت نمود و در راه خدا به اذيت و آزار و شكنجه افتاد مدرسه كوفه ، وسيعترين مدارس قرآنى بعد از مكّه بود .
* نمونهاى از تفسير او
« و آخرون يضربون في الأرض يبتغون من فضل اللّه و آخرون يقاتلون فى سبيل اللّه ( سورهء مزمّل ، آيهء 20 ) او مىگويد : أيّما رجل جلب شيئا الى مدينة من مدائن المسلمين صابرا محتسبا فباعه بسعر يلزمه كان عند اللّه بمنزلة الشهداء ثم قرأ و آخرون يضربون » و ديگران در روى زمين تلاش و كوشش مىكنند و از فضل و عنايت الهى مىطلبند و آن ديگران هم در راه خدا مجاهده مىنمايند .
ابن مسعود در تفسير اين آيه شريفه مىگويد : هر فردى كه چيزى را از مناطق دوردست به شهرى از شهرهاى مسلمانان جلب و جذب نمايد و هدفش قربيت به خدا و شكيبائى در راه او باشد آن را به قيمتى بفروشد كه ضرورى آن كالا است مقام او همانند مقام شهيدان راه خدا خواهد بود سپس اين آيه شريفه را تلاوت نمودند .
* اعزام به كوفه
هنگامى كه از سوى مقام خلافت به كوفه اعزام مىشد در نامهاى كه از سوى خليفه به مردم كوفه آمده است چنين مىخوانيم : « انّى بعثت اليكم بعبد اللّه بن مسعود معلّما و وزيرا و آثرتكم بعبد اللّه على نفسى » : من عبد اللّه بن مسعود را بهعنوان آموزگار قرآن و مشاور و مدبّر بهسوى شما اعزام نمودم در اين امر شما را بر خودم مقدم داشتم پس از او قرآن را فرابگيريد .
* تفسير عملى قرآن
ابو الدّرداء گويد : « به هنگام وفات ابن مسعود ، چيزى از خود باقى نگذاشت » ابو طيّبه گويد : « هنگامى كه ابن مسعود به بستر مرض موت افتاد عثمان از او عيادتى به عمل آورد و گفت : از چه مىنالى ؟ گفت از گناهانم ، پرسيد چه اشتهاء دارى ؟ گفت : « رحمت پروردگارم را » پرسيد آيا نمىخواهى دكترى را به بالينت حاضر سازم ، گفت طبيبم مرا مريض نموده است گفت نمىخواهى ، مالى در اختيار تو قرار دهم گفت نه نيازى به مال دنيا ندارم عثمان گفت اگر
هامش
( 1 ) تفسير نمونه ج 25 ، ص 200 .
( 2 ) تأسيس الشيعة لعلو الاسلام ص 327 .