قرآن معيار شناخت حديث صحيح و جعلى :
در يكى از مناظرات و مجالسى كه در حضور خليفه ، تشكيل يافته بود ، « يحيى بن أكثم » يكى از قضات عالىرتبهء دربار ، براى توليد عداوت و كينه نسبت به ساحت مقدّس امام ( ع ) از ايشان پرسيد : چه مىفرمائيد : در مورد آن حديثى كه دربارهء يكى از ياران نزديك رسول خدا ( ص ) وارد شده است كه پيامبر فرمود : « جبرئيل بر من نازل گشت و پيام الهى را رساند كه خداوند مىفرمايد از ابو بكر بپرس كه خداوند از تو راضى و خشنود است ، آيا تو هم از او راضى و خشنود هستى يا نه ؟ »
امام ( ع ) در پاسخ با توجّه به موقعيّت مجلس فرمودند : من منكر فضيلت آن صحابى كه مىفرمائيد ، نيستم ولى بر گويندهء اين خبر لازم است به آن حديثى كه پيامبر اسلام در آن سفر حجّة الوداع فرمودند ، توجّه داشته باشند جايى كه مىفرمايد : « دروغگويان و خبرسازان ، فراوان شدهاند و در آينده نيز جاعلين بيشتر خواهند شد ، بدانيد هركسى حديث دروغى را به من نسبت دهد ، جايگاه او آتش است ، معيار تشخيص حديث صحيح ، از غير صحيح آنست كه بر قرآن و سنّت مسلّمهء من ، عرضه كنند ، اگر با آن دو موافقت كرد آن را بپذيرند و هرچه با آن دو مخالفت نمود ، رد كنند و كنار بگذارند . حديثى را كه شما نقل كرديد با كتاب خدا سازگار نيست ، قرآن مىفرمايد : ما انسان را آفريديم و از هرآنچه در قلب او خطور كند ، آگاهيم . « 1 »
و در جاى ديگر مىفرمايد : « ما به انسان نزديكتر از شاهرگ گردن او هستيم . » « 2 »
آيا بر چنين آفريدگار دانا و آگاه ، خشنودى و ناخشنودى ، رضايت خاطر يا نارضائى آن صحابى ، مكتوم مانده است تا نيازمند سؤال از آن صحابى گردد ؟ اين امر نسبت به پروردگار عالم ، محال و غير ممكن است . . . . »
امام جواد ( ع ) با محكوم ساختن طرف ، يك قانون كلى و عمومى نيز در اختيار عموم قرار داد كه پايه و اساس آن ، مستند به محكمترين و استوارترين حجّت خدا ( قرآن ) بود ازاينرو هيچكدام از حضّار مجلس را ياراى مخالفت يا اظهار نظر در مورد آن سند محكم و مستند ، نبود با اين شيوه با حفظ اصالت مرام ، طرف را نيز مجاب و محكوم مىساخت .
2 . خطبهء ازدواج :
از سخنان ارزنده و كلمات قرآنى آن بزرگوار خطبهء عقدى است كه در مجلس مأمون ايراد كرده است و در آن خطبه به يكآيهء قرآنى استناد جسته است كه نوعى تبيين و تفسير عملى قرآن مجيد مىباشد جايى كه مىفرمايد : « الحمد للّه إقرارا بنعمته ، و لا إله إلّا الله اخلاصا لوحدانيّته ، و صلّى اللّه على سيّد بريّته و الأصفياء من عترته ، أمّا بعد : فقد كان من فضل اللّه على الأنام ، أن أغناهم بالحلال عن الحرام ، فقال سبحانه :
« وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ ، إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ، وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ . »
« 3 »
« بهعنوان اعتراف و اقرار به نعمتهاى فراوان الهى ، سپاس و شكر مىگزارم ، و محض اخلاص و يكتاپرستى ، كلمهى توحيد « لا إله الّا اللّه » را بر زبان مىآورم ، درود و رحمت خاصّ پروردگار به بهترين مخلوقات خويش ، حضرت محمّد ( ص ) و برگزيدگان از عترت پاك او باد !
پس از حمد و سپاس الهى ، يكى از الطاف بىكران الهى بر بندگان خويش ، آنست كه آنان را به وسيلهء حلال و مشروع از حرام و نامشروع ، دستور
هامش
( 1 ) و لقد خلقنا الإنسان و نعلم ما توسوس به نفسه .
( 2 ) سورهء ق آيه 16 .
( 3 ) سوره نور آيه 33 .