تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١

امام محمد تقى ( ع ) و تفسير قرآن

از امام جواد ( ع ) در مورد تفسير آيات قرآن مجيد ، مطالب فراوانى نقل شده است كه هركدام در ذيل آيات مربوطه آمده است . افراد متتبّع مىتوانند از تفاسير مأثور و روايى ، تعداد انبوهى از اين ديدگاه‌ها و تفسيرها را فراهم آورند . ما به اقتضاى اختصار كتاب ، چند نمونه را ذيلا مىآوريم ، طالبان تفصيل را به تفاسير يادشده ، ارجاع مىدهيم :

1 . مخلوق بودن قرآن :

يكى از خصوصيّات عصر اين پيشوا ، مطرح شدن تفتيش عقايد در مورد مخلوق بودن يا قديمى بودن قرآن بود . خليفهء وقت براساس تحريك اطرافيان خويش ، يا در اثر تأثّر ويژه‌اش از فلسفهء يونانى ، روى اين مسئله حسّاسيّت فوق‌العاده ، نشان مىداد كه قرآن ، حادث و مخلوق است ، و بر اين عقيده ، كسانى را كه قرآن را قديمى مىدانستند مشرك و كافر مىدانست كه حقّ مداخله در امور قضائى و ادارى كشور را ندارند بر اين اساس ، استانداران و فرمانداران و كارگزاران نواحى مختلف كشور ، موظّف شده بودند كه افراد را از اين نظر ، مورد بازجويى و بازنگرى و زير نظر قرار دهند و نتيجه اقدامات خود را به مركز خلافت ، گزارش كنند . جالب توجّه اينست كه شدّت علاقهء مأمون به اين امر به حدّى بود كه در وصيّتنامهء خود پس از ذكر شهادتين و اقرار به توحيد ، مسئله مخلوق بودن قرآن را مورد گواهى و شهادت خود قرار داده بود ، پس از آن ، اعتراف به معاد و حساب و كتاب و ديگر اصول اعتقادى اسلامى را شمرده بود و اجراى عمليّات پس از فوت خود را به وليعهد و وصىّ خود « معتصم » توصيه كرده بود . » « 1 » براساس همين امر ، جمعى از فقها و محدّثين مانند : احمد بن حنبل فقيه معروف ، ابن عاصم ، سجّاد و جمعى ديگر از قضاة و اهل علم عراق را كه اعتقاد مخالف مقام خلافت را داشتند و بر خلاف اين پندار بودند ، مورد ايذاء و آزار قرار مىداد . مأمون پيرو مكتب معتزلى بود و با تفتيش عقايدى كه به نام « محنه » بر پا كرده بود ، سعى داشت عقايد خود را بر ديگران تحميل نمايد . مأمون در سال 218 با نامه‌ها
هامش
( 1 ) ناسخ التواريخ ج 3 ، ص 34 .