تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 1039

مساهمون:

ص١٠٣٩
مؤمنين ، آنهايى كه به خدا ايمان دارند ، از همه ظلمتها به نور كشيده مىشوند و كفّار ، آنهايى كه ايمان به خدا ندارند ، از نور به طرف ظلمتها ، كشيده مىشوند . « 1 » انبياء ، فتوحاتشان براى خداست ، براى توجّه دادن مردم به خداست . آنها مردمى كه اسير ماده هستند و اسير نفس و شيطان هستند ، آنها را مىخواهند تحت تأثير خودشان و مكتب خودشان قرار بدهند و آنها را از حزب شيطان به حزب اللّه ، وارد كنند .
« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ . »
اين دو جنبه است ، اين دو جبهه است ، جبهه طاغوت و جبهه اللّه . جبهه اللّه را كه توجّه به خدا دارند و ايمان به خدا دارند ، خداى تبارك و تعالى آنها را از همه ظلمتها ، از تمام ظلمتها ، اخراج مىكند و به نور مىرساند ، آن نور ، نور خود حق است . اين كه نور است :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
، از همه ظلمتها كه ما عداى اللّه است ، آنها را خارج مىكند و به نور مىرساند و به اللّه مىرساند . طاغوت مردم را از نور خارج مىكند و به ظلمات مىرساند :
« ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ »
« 2 » اين دو راه است ، راه انبيا ، و راه طاغوت . راه انبيا ، راه خداست و خدا ولى است و خدا فاعل است و به دست خدا ، انسان تربيت مىشوند و راه طاغوت راه شيطان است كه شيطان مربّى انسان است . « 3 » دو گروهند مردم : يك گروه مؤمن هستند ، كه تحت تربيت انبياء واقع شده‌اند ، به واسطهء تربيت انبياء ، از همه ظلمتها و از همه گرفتاريها و از همه تاريكيها خارج شدند . آنها ، به واسطهء تعليمات انبياء وارد شدند در نور ، در كمال مطلق . اين آيه ، ميزان مؤمن را و معيار ايمان را بيان مىفرمايد و مدّعيان ايمان را از مؤمنين جدا مىفرمايد . مؤمنين آنان هستند كه به واسطهء تربيت حق تعالى و به واسطهء تربيت انبيائى كه مربى هستند ، به تربيت الهى ، از همه ظلمتها ، از همه نقيصه‌ها ، از همه چيزى كه انسان را از راه بازمىدارد ، اين‌ها را خارج مىكنند از همه ظلمتها به نور ، ميزان مؤمن ، اين ميزان است . هركس از همه ظلمتها ، به واسطهء تعليم انبياء خارج شده است ، و به نور مطلق رسيده است ، اين مؤمن است . مدّعيان ايمان زيادند ، لكن مؤمنين اندكند . آنان كه در مقابل مؤمنين هستند ،
« وَ الَّذِينَ كَفَرُوا »
آنانى كه كافر هستند ، آنها اولياءشان ، خدا نيست و طاغوت است . و طاغوت ، كفّار را از نور خارج مىكند و به همهء ظلمتها و اصل مىكند . معيار مؤمن و غير مؤمن ، به حسب اين آيهء شريفه ، اين است . مؤمن حقيقى آن‌طور تبعيّت از انبياء كرده است و آن‌طور در تحت تربيت انبياء واقع شده است كه از همه ظلمتها و از همه نقصها بيرون آمده است و به نور رسيده است و مربّى او و ولّى او هم خداى تبارك و تعالى است و مربّيان به واسطهء هم ، انبياء هستند ؛ يعنى اين‌ها تربيت‌شده‌هاى خدا هستند و آمده‌اند كه ماها را ، همه بشر را تربيت كنند و اگر چنانچه ما در تحت تربيت آنها واقع بشويم ، از آن علومى كه آنها براى بشر آورده‌اند ، ما استفاده كنيم و از آن تعليماتى كه كرده‌اند ، ما بهره برداريم ، ما در صراط مستقيم واقع مىشويم و هدايت به نور مىشويم ، هدايت به خداى تبارك و تعالى مىشويم كه آن نور مطلق است . « 4 »
هامش
( 1 ) صحيفه نور ، ج 7 ، ص 60 . ( 2 ) سورهء نور ، آيه 40 . ( 3 ) صحيفه نور ، ج 7 ، ص 192 . ( 4 ) صحيفه نور ، ج 13 ، ص 265 .