« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ . »
« 1 »
از خودخواهى و خودبينى به درآى كه اين ارث شيطان است ، كه او به واسطهء خودبينى و خودخواهى ، از امر خداى متعال به خضوع براى ولىّ و صفىّ او ( جلّ و علا ) سرباززد . و بدانكه ، تمام گرفتاريهاى بنىآدم از اين ارث شيطانى است ، كه اصل اصول فتنه است و شايد آيه شريفه :
« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ . »
در بعض مراحل آن ، اشاره به جهاد اكبر و مقاتله با ريشهى فتنه ، كه شيطان بزرگ و جنود آن ، كه در تمام اعماق قلوب انسانها شاخه و ريشه دارد ، باشد .
و هركس براى رفع فتنه ، از درون و برون خويش ، بايد مجاهده نمايد . و اين جهاد است ، كه اگر به پيروزى رسيد ، همه چيز و همهكس ، اصلاح مىشود . « 2 »
« رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ . »
« 3 »
خداوندا ! تو فرمودى كه ما دعا كنيم و تو استجابت كنى :
« رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً . »
و من بايد عرض كنم كه : احتمالا حسنه اين نيست ، كه ما حسنهء دنيا ، مال و اموال تهيّه كنيم ، ما مقام تهيّه كنيم . در اين آيهء شريفه ، خيلى نكات هست ، ولى اجمالا اينكه حسنه دنيا ، اين است ، كه انسان در هر قدمى كه برمىدارد ، در هر مقامى كه پيدا مىكند ، در هر نعمتى از خداى تبارك و تعالى كه به او اعطا مىشود ، آنها را برگرداند به صاحبش . اگر مقام و دنيا هرچه پيش ما ، به ما اقبال كند ، اگر ما به او اقبال كرديم ، اين حسنه نيست . روايات مختلفى كه در اين باب هست و تأليف شده است ، مصاديقى را ذكر كردهاند و اين روايات اختلاف ندارند . آنها مصاديق را ذكر مىكنند و لهذا مصاديق مختلفه در روايات ذكر شده است ، و در لسان مفسّرين هم ، جهات مختلفه گفته شده است . لكن آن چيزى كه من احتمال مىدهم حسنه باشد ، آنهم به طورى كه كانّه يك حسنه در كار است ، يك حسنه است كه اين حسنه در دنيا هست و حسنه واحده است بر آخرت .
و آن عبارت از اين است كه ما به مقام قرب خدا برسيم ، ما بفهميم كه چه بكنيم . اگر مقامى ما را توجّه به دنيا داد ، به عالم مادّه داد ، اين حسنه نيست .
اگر نماز بخوانيم براى رسيدن به يك مآربى و لو در آخرت ، اين هم حسنه نيست . حسنه عبارت از اين است كه ما را برساند به آن جايى كه عقل ما نمىرسد . « 4 »
« حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ . »
« 5 »
در آيه شريفه :
« حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ . »
مشهور بين فقهاء ( رض ) و اظهر آن است ، كه صلاة وسطى ، همان صلاة ظهر است و مزيد اختصاص در بين نمازها دارد و اوّل نمازى است ، كه حق تعالى بر آدم ابو البشر ، على نبيّنا و آله عليه الصلاة و السلام ، فروفرستاده ، توسّط جبرئيل ( ع ) . « 6 »
« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ . »
« 7 »
انسان محدود نيست ؛ يعنى انسان در طرف سعادت و در طرف فضيلت ، غير محدود است .
هامش
( 1 ) سوره انفال ، آيهء 39 .
( 2 ) سر الصلاة ، ص 28 .
( 3 ) سوره بقره ، آيه 201 .
( 4 ) صحيفه نور ، ج 20 ، ص 153 .
( 5 ) سوره بقره ، آيه 238 .
( 6 ) شرح چهل حديث ، ص 495 .
( 7 ) سوره بقره ، آيه 257 .