از غنچهء لبش اثر خنده ظاهر است * هرچند از حجاب تبسم نمىكند
مؤلف تاريخ عالمآراى عباسى نيز مىنويسد كه صاحب ترجمه مرد سليم النفس و پرهيزگار بود و پدرش ملا عنايت در زمان شاهطهماسب ( 930 - 983 ) مدتها در دارالسلطنهء تبريز شيخ الاسلام و وكيل حلاليات سركار خاصهء شريفه بود . بعد از فوت والد ماجدش درجهء بيش و پيشى داشت ، در فترت تبريز به عراق آمده در ولايت رى رحل اقامت انداخت و در آن ديار عزيمت سفر آخرت نمود و به عالم عقبى شتافت .
در فرهنگ سخنوران از او زير عنوان على ياد شده است .
( هفت اقليم ، ج 3 ، ص 241 - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 158 )
محمود تبريزى [ پسر ملك مظفر الدّين ]
ملك محمود پسر ملك مظفر الدّين از شاعران سدهء هشتم هجرى قمرى و از معاصران خواجه رشيد الدّين وزير و از اكابر زمان خود بود . در وقفنامهء خواجه رشيد مسطور است كه قصبهء زنوز را خواجه رشيد از همين ملك محمود و برادرانش خريده و وقف كرده است .
از نتايج افكار اوست :
وقت نيامد هنوز كآورمت در كنار * عمر به آخر رسيد تا كى از اين انتظار
چونكه به بر در كشم قد تو گويد جهان * هين كه نهاديم باز آرزويت در كنار
عمر جوانى چو باد مىگذرد بىدرنگ * فرصت ايام عشق فوت مكن زينهار
وقت غنيمت شمر ور نه چو فرصت نماند * ناله كه را داشت سود گريه كى آيد به كار
( تاريخ گزيدهء مصحح برون ، ص 825 - هفت اقليم ص ، 230 - روز روشن ، ص 616 - دانشمندان آذربايجان ، ص 359 - 360 )
محمود تبريزى
از شاعران سدهء 10 هجرى است سام ميرزا مىنويسد كه به تكمهبافى و علاقهبندى اوقات مىگذراند و در آن فن بدل ندارد مرد نيك نهاد پاك اعتقاد است و معونت او به مسافر و مجاور آن ديار مىرسد گاهى به گفتن نظم مايل است از اوست :