تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
كه اين دو كاتب قدرت‌نويس را تاريخ * نوشت كاتب تقدير ( قبلة الكتاب )
- 986 ولى حافظ حسين كربلايى كه با وى سابقه مودت داشت در بياض خود ضمن اشاره به روز و ماه و سال درگذشت او چنين نوشته است « وفات مولانا محمد حسين خطاط ولد مولانا عنايت اللّه تبريزى روز سه‌شنبه هفدهم ماه رجب المرجب سنهء خمس و ثمانين و تسعمائه 985 در دارالسلطنهء قزوين » بنابراين ماده تاريخ مير معز الدّين كاشى كه به سال 986 برابر است و نوشتهء مرحوم تربيت : ( سال 982 ) و سپهر : ( سال 980 ) همه نادرست است . ملا محمد حسين طبع شعر نيز داشته و در ستايش درويش حسين صاحب روضات الجنان گفته است :
در عالم فقر آنكه امروز * بىخرقه و جبّهء رياييست شاهنشه كشور قناعت * درويش حسين كربلاييست
به مير عماد نوشته است :
بهين وارثى مرد را يادگار * قلم باشد اين نكته را گوش دار جهان از قلم يافت نام و نشان * قلم گر نبودى ، نبودى جهان كسى كاو نگشت از قلم بهره‌مند * مدانش به نزد خرد ارجمند قلم را چه دانند هر بوالهوس * قلم‌زن شناسد قلم را و بس
و اين قطعه را هم براى على رضاى عباسى تبريزى نوشته است :
قلم را به رتبت فزون دان ز تيغ * بود گرچه كم رو به نيروى تن قلم كارفرما ، اگر بايدت * كه گردى سرافراز هر انجمن نبينى كه از بهر نظم جهان * شود بنده‌اش خسروان زمن فرا پيش يك مرد صاحب قلم * نيايند صد پهلوان تيغ زن
از رباعيات اوست :
من بودم دوش و آن بت بنده‌نواز * از من همه لابه بود و از وى همه ناز شب رفت و حديث ما به پايان نرسيد * شب را چه گنه قصّهء ما بود دراز
در فرهنگ سخنوران ( ص 163 ) از او تحت عنوان حسين تبريزى هم ياد شده و در مجلهء
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 630 | عزيز دولت آبادى