كرد خور عشق دوست از افق دل ظهور * ساحت جان را گرفت پرتو اللّه نور
يوسف گلپيرهن آمده سوى وطن * گوشهء بيت الحزن گشته سراى سرور
مطرب شيرين مقال برد ز دلها ملال * محو نمود از خيال صحبت غلمان و حور
شيخ كه بودش به دوش منكر مى با خروش * كاين بردش عقل و هوش آن بود از قول زور
ديدمش ازيكطرف ساغر مينا به كف * خندهكنان از شعف آمده بر رقص و شور . .
در مؤلفين مشار كتابى به نام « شقشقه در بيان سر قدر و جبر و اختيار » از او ياد شده كه در 1286 ق . با رسالهء علم امام ( ع ) از ممقانى در يك مجلد چاپ سنگى شده است .
( مقدمهء ديوان آتشكدهء نير ، تصحيح آقاى عبد الرسول احقاقى ، ص 163 - 164 - فهرست مجلس ، ج 3 - ص 74 . )
محمد تقى دهخوارقانى
در دهخوارقان متولد شد و در قزوين نشو و نما يافت از فضلا و دانشمندان و متطببان سدهء يازدهم هجرى قمرى و از شاگردان مولانا خليل قزوينى و برادرش مولانا محمد باقر بود .
تأليفات :
به حاشيهء عدة الداعى و كتاب كشكول حواشى نوشته است .
در منطق ، منظومهء عربى دارد و كتابى در طب و مقامات و ديوانى به شعر فارسى دارد و در تاريخ 1093 فوت كرده است .
( رياض الجنة ، ص 685 - دانشمندان آذربايجان ، ص 108 - 109 )
محمد على تبريزى
فرزند مولانا عنايت اللّه و برادر ملا محمد حسين « محزون » و از بزرگان سدهء دهم هجرى قمرى است . پدر و پسر مدتها شيخ الاسلام آذربايجان بودهاند . مولانا محمد على به قول امين احمد رازى هميشه پرهيزگارى را مطمح نظر مىداشت و گاهى لواى شعر گفتن مىافراشت از اوست .