هنر و مردم ( دورهء دوم شمارهء 22 ) نيز اشعارى به نام او درج و مطالبى نوشته شده است .
( هفت اقليم ج 3 ، ص 241 - روز روشن ، ص 614 - پيدايش خط و خطاطان ، ص 324 - 327 - دانشمندان آذربايجان ، ص 328 - ريحانة الادب ج 1 ، ص 205 - 206 - احوال و آثار خوشنويسان ، ج 3 ، ص 680 - 683 - مواد التاريخ ، ص 368 )
محمد تبريزى
در سدهء يازدهم هجرى قمرى مىزيست و از مقربان نادر شاه ( 1148 - 1160 ) و از پيروان نصيريها بود از اوست :
از تغافل او تا تبسمى مىكند مرا زنده مىكند * ناله مىكنم ، طعنه مىزند ، گريه مىكنم ، خنده مىكند
( صبح گلشن ، ص 376 - قاموس الاعلام ، ج ، 6 ص 4185 - دانشمندان آذربايجان ، ص 329 )
محمد حجة الاسلام تبريزى
آخوند ملا محمد حجة الاسلام فرزند زين العابدين فرزند على فرزند ابراهيم ممقانى اصل و تبريزى مسكن عالم و فقيه و محدث بود تحصيلات مقدماتى خود را در تبريز گذرانيد و براى تكميل آن عازم نجف اشرف و كربلا شد و به درجهء اجتهاد نايل آمد . هنگام بازگشت به زادگاهش مدت 18 ماه در كرمانشاه به محضر شيخ احمد احسايى مشرف شد و مدتى در حلقهء شاگردان او درآمد و پس از كسب كمالات به تبريز عزيمت كرد و در اندك مدتى آستان وى ملجاء عموم گرديد . در غايلهء ميرزا محمد على باب وى با همراهى نظام العلماء و چند تن ديگر از دانشمندان با ميرزاى مذكور از در بحث درآمدند و او را محكوم و مجاب نمودند .
وى سال 1269 قمرى فوت كرد . سه فرزند داشت بزرگترين آنها ميرزا محمد حسين مؤلف رسالهء حجتيه و كتاب علم المحجه بود . و ديگرى ميرزا محمد تقى حجة الاسلام ( نيّر ) و سومى ميرزا اسماعيل حجة الاسلام ( نياز ) .
ملا محمد گاهى شعر مىسرود مديحهيى از او در ديوان آتشكدهء ( نيّر ) مسطور است چند بيتى از آن ذيلا براى نمونه نقل مىشود :