تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
بر جان من ز عشق اگر كم گذشته است * روزى هزار قافلهء غم گذشته است
( تحفه سامى ، ص 305 - 306 )

محمود تبريزى [ فرزند ميرزا عبد الاحد ]

ميرزا محمود تبريزى فرزند ميرزا عبد الاحد از شاعران و دانشمندان سدهء سيزدهم هجرى قمرى تبريز است . متن نثر خلاصة الحساب شيخ بهايى را به رشتهء نظم درآورده است مرحوم ميرزا فضل على آقا در مطاوى يادداشتهاى خود وفات او را در اواخر سدهء سيزدهم ه ق . قيد و مدفن پدرش ميرزا عبد الاحد را در يكى از اطاقهاى تكيه به جانب شرقى تالار مقبرهء ( ميرزا عبد الكريم ملاباشى ) معرفى مىكند . ميرزا محمود طبع شعر داشته و در تاريخ فوت ملاباشى گفته است :
چو قضاى خالق انس و جان * به رجوع جسم و تن است و جان به همان مقام و همان مكان * كه همين از اين و همان از آن يكى از اكابر رهروان * به‌سوى إله مسافران ببريد از قفسش روان * به مقام وصلت حق روان ره ماجراى وفات وى * نكند قلم به صحيفه طى چو به خنگ خامه زنيم هى * نزند قدم ندهد عنان شب چارشنبه و پرخطر * به چهارده ز مه صفر به خسوف مانده شد آن قمر * سيهى گرفته رخ جهان چو مرا زبان سخن‌سرا * ز هموم و غصهء ماجرا لب خود ببسته كه مرمرا * نبود گشاده دگر زبان ز پى حساب وفات او * كه بلند به درجات او به خرد نمودم رو كه او * به سخن گشاده كند زبان خردم به حالت نوحه‌خوان * بگريست زار و بگفت نوان :
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 634 | عزيز دولت آبادى