بر جان من ز عشق اگر كم گذشته است * روزى هزار قافلهء غم گذشته است
( تحفه سامى ، ص 305 - 306 )
محمود تبريزى [ فرزند ميرزا عبد الاحد ]
ميرزا محمود تبريزى فرزند ميرزا عبد الاحد از شاعران و دانشمندان سدهء سيزدهم هجرى قمرى تبريز است .
متن نثر خلاصة الحساب شيخ بهايى را به رشتهء نظم درآورده است مرحوم ميرزا فضل على آقا در مطاوى يادداشتهاى خود وفات او را در اواخر سدهء سيزدهم ه ق . قيد و مدفن پدرش ميرزا عبد الاحد را در يكى از اطاقهاى تكيه به جانب شرقى تالار مقبرهء ( ميرزا عبد الكريم ملاباشى ) معرفى مىكند . ميرزا محمود طبع شعر داشته و در تاريخ فوت ملاباشى گفته است :
چو قضاى خالق انس و جان * به رجوع جسم و تن است و جان
به همان مقام و همان مكان * كه همين از اين و همان از آن
يكى از اكابر رهروان * بهسوى إله مسافران
ببريد از قفسش روان * به مقام وصلت حق روان
ره ماجراى وفات وى * نكند قلم به صحيفه طى
چو به خنگ خامه زنيم هى * نزند قدم ندهد عنان
شب چارشنبه و پرخطر * به چهارده ز مه صفر
به خسوف مانده شد آن قمر * سيهى گرفته رخ جهان
چو مرا زبان سخنسرا * ز هموم و غصهء ماجرا
لب خود ببسته كه مرمرا * نبود گشاده دگر زبان
ز پى حساب وفات او * كه بلند به درجات او
به خرد نمودم رو كه او * به سخن گشاده كند زبان
خردم به حالت نوحهخوان * بگريست زار و بگفت نوان :