در آن ايام كه در نجف بسر مىبرد يكى از ارحامش « 1 » كه در سن جوانى بود براى وليمهء نوزادى او را دعوت كرد . چون طرز كلمات دعوتنامه مشعر بر عظمت دعوتكننده و از مشايخ بودن وى بود . شيخ الاسلام جواب نامه را محض تأديب چنين نگاشت :
« فرزند به تحصيل ادب پيوند ، تدين در همين ، فرمودهء خالق چنين و هدايت خلايق بر اين ، تشيخ صبى موجب حرمان حرمت و باعث ندامت است . اين چه عنوانى است كه نوشتهاى و چه ريسمان مناعتى است كه رشتهيى ، من بيچاره كه مهاجر گشتم گمان داشتم كه رستم ، غافل از اينكه طوق ابتلاى ديگرى به گردن بستم . به مرقد شريف امير المؤمنين ( ع ) قسمت كه مرا به كلى از انتساب دور و از ضمائر بالمرة مهجورم سازيد كان لست شيئا مذكورا حتى اقول فزت برب الكعبة » .
تأليفات او :
1 - مفتاح البسملة .
2 - كتاب منتهى المقاصد در 18 سالگى نوشته است .
3 - كاشفة الكشاف : حاشيهء كشاف زمخشرى است .
4 - عجب العاجب فى اخذ الاجرة على الواجب .
5 - حقايق القوانين ( كه در دو جلد منتشر شده ) و حاشيهء قوانين الاصول است .
6 - الوقيه رسالهييست در تقيه .
7 - دكة القضاء .
8 - ابداء البداء فى حقيقة القدر و القضاء ( عربى ) كه در تهران به سالهاى 1302 ق . و 1310 ق . به چاپ رسيده است .
9 - مسايل الدعاء به سال 1302 ق . در تهران به چاپ رسيده است .
10 - جوابات المسائل الدعائية ( عربى ) در تبريز به سال 1302 ق . چاپ سنگى شده است .
11 - حاشيهء مجمع البحرين و مطلع النيرين طريحى ( عربى ) .
12 - منهل الصافى : حاشيهييست بر مقدمات تفسير صافى .
13 - تمييز الصحيح من الجريح فى التعادل و الترجيح .
هامش
( 1 ) - ظ : ميرزا ابو القاسم شيخ الاسلام ملقب به علامه ( درگذشتهء 1323 شمسى . )