تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
در آن ايام كه در نجف بسر مىبرد يكى از ارحامش « 1 » كه در سن جوانى بود براى وليمهء نوزادى او را دعوت كرد . چون طرز كلمات دعوت‌نامه مشعر بر عظمت دعوت‌كننده و از مشايخ بودن وى بود . شيخ الاسلام جواب نامه را محض تأديب چنين نگاشت : « فرزند به تحصيل ادب پيوند ، تدين در همين ، فرمودهء خالق چنين و هدايت خلايق بر اين ، تشيخ صبى موجب حرمان حرمت و باعث ندامت است . اين چه عنوانى است كه نوشته‌اى و چه ريسمان مناعتى است كه رشته‌يى ، من بيچاره كه مهاجر گشتم گمان داشتم كه رستم ، غافل از اينكه طوق ابتلاى ديگرى به گردن بستم . به مرقد شريف امير المؤمنين ( ع ) قسمت كه مرا به كلى از انتساب دور و از ضمائر بالمرة مهجورم سازيد كان لست شيئا مذكورا حتى اقول فزت برب الكعبة » .

تأليفات او :

1 - مفتاح البسملة . 2 - كتاب منتهى المقاصد در 18 سالگى نوشته است . 3 - كاشفة الكشاف : حاشيهء كشاف زمخشرى است . 4 - عجب العاجب فى اخذ الاجرة على الواجب . 5 - حقايق القوانين ( كه در دو جلد منتشر شده ) و حاشيهء قوانين الاصول است . 6 - الوقيه رساله‌ييست در تقيه . 7 - دكة القضاء . 8 - ابداء البداء فى حقيقة القدر و القضاء ( عربى ) كه در تهران به سالهاى 1302 ق . و 1310 ق . به چاپ رسيده است . 9 - مسايل الدعاء به سال 1302 ق . در تهران به چاپ رسيده است . 10 - جوابات المسائل الدعائية ( عربى ) در تبريز به سال 1302 ق . چاپ سنگى شده است . 11 - حاشيهء مجمع البحرين و مطلع النيرين طريحى ( عربى ) . 12 - منهل الصافى : حاشيه‌ييست بر مقدمات تفسير صافى . 13 - تمييز الصحيح من الجريح فى التعادل و الترجيح .
هامش
( 1 ) - ظ : ميرزا ابو القاسم شيخ الاسلام ملقب به علامه ( درگذشتهء 1323 شمسى . )