بيار باده كه از يك بهشت مىخيزد * هواى جنّت تبريز و گلشن شيراز
به شعر دلكش مجذوب تا كه گوش كند * در آن مقام كه حافظ برآورد آواز
* * *
اين ولايت نظر از شاه ولايت دارد * همچو مجذوب از آن فخر كنم بر تبريز
* * *
خوشا تبريز و فيض صبح و شامش * الهى تا ابد باشد نظامش . . .
از رباعيات اوست :
زنهار كه رخ نتابى از درويشان * شكرانهء اينكه نيسى چون ايشان
رمزيست خط دانهء گندم يعنى * نصفى از توست نصفى از درويشان
( ديوان مجذوب نسخهء خطى شماره 2789 كتابخانهء ملى تبريز - تذكرهء نصرآبادى ، ص 192 - 193 - رياض العارفين ، ص 135 - صبح گلشن ، ص 363 - 364 - دانشمندان آذربايجان ، ص 326 - 227 - ريحانة الادب ج 2 ص 4563 - مواد التواريخ ص 382 - فهرست نسخههاى خطى و فهارس كتابخانههاى : مجلس ، دانشگاه تهران ، ملى تبريز - الذريعة ج 9 ، ص 962 تذكرهء پيمانه ، ص 468 - 472 )
محجوب تبريزى
مرحوم تربيت از سفينهء نظم و نثر مورخ 1249 اين دو بيت او را نقل كرده است .
شد باعث قتل ما ، دل ما * دل نيست كه هست قاتل ما
* * *
به چشم خونفشان نقش جمال يار مىبندم * چو نقاشى كه خواهد نقش بر آب روان بندد
( دانشمندان آذربايجان ، ص 327 - 328 )
محزون تبريزى
ملا محمد حسين ملقب به مهين استاد و متخلص به محزون فرزند مولانا عنايت اللّه شيخ الاسلام تبريزى و برادر مولانا محمد على و از خوشنويسان معروف سدهء دهم هجرى