تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 947

مساهمون:

ص٩٤٧
اوست . در 200 برگ 17 سطرى مورخ 1316 ق . ( براى اطلاع بيشتر از ساير نسخ خطى رجوع شود به فهرست نسخه‌هاى فارسى ج 3 ، ص 2471 - 2472 ) . در تاريخ بناى مسجد نمازيهء خوى كه به هزينهء حسين خان بيات ماكو ساخته شده اين اشعار را سروده است :
در زمان جلوس جمجاهى * كه بود زيب تخت خاقانى فخر ايل بيات ماكويى * هادم كفر و شرع را بانى مسجدى ساخت تا شود بر پا * پايهء كعبهء مسلمانى گفت تاريخ اين مقام « فنا » * ( كرد معمور كعبهء ثانى )
( 1238 ق . ) و در تاريخ شهادت امير خان سردار چنين گفته :
سردار امير خان به لشكر * هم نظم چو رشته گهر داد تاريخ شهادتش « فنا » گفت * ( سردار بكوى دوست سرداد )
( 1242 ) از رباعيات اوست :
غافل ز خدا به خواب نازيم همه * گويا كه ز دوست بىنيازيم همه با حيله‌گران چو شاهد بازارى * خود قلب‌فروش و عشوه سازيم همه
از ساقىنامهء اوست :
خدا را ستايش ، كه آرد برون * ز رگهاى رز آب آتش درون چه آب ار چكد قطره‌يى روى خاك * سراسر كند خاك را جان پاك اگر خضر از او جرعه‌يى يافتى * رخ از عمر جاويد برتافتى از او قطره‌يى گر چكد بر صدف * بريزد همه درّ و گوهر ز كف به عشاق از وى صفايى دهند * به رنجور از وى دوايى دهند اگر مفتى شهر از او شهد كام * شدى ، كى ، كجا گفتى آن را حرام حرام است بر زاهد خودپرست * نه بر عاشق مست روز الست

2 - ديوان غزلها و قصيده‌ها

كه فقط يك نسخه در اختيار شادروان جعفر سلطان القرايى بوده كه دكتر رياحى در تاريخ خوى اشعار ذيل را از آن نقل كرده است :