فناى زنوزى
ميرزا عبد الرسول متخلص به فنا فرزند ميرزا محمد حسن فانى فرزند مير عبد الرسول از سخنوران سدهء سيزدهم هجرى قمرى زنوز است وى ايام جوانى خود را در سير و سفر گذرانيد و در سفر روم با ميرزا سنگلاخ ( متوفى در 1294 ) مؤلف تذكرة الخطاطين طرح دوستى افكند . در شاعرى تواناتر از پدرش بود ، در حكمت نيز دستى داشت ، و از پيروان ابن عربى و ملا صدرا ، و مريدان شيخ احمد احسايى بود .
او سرگذشت سالهاى جوانى و تحصيل و سفرهاى خود را در « ام الكتاب فى ابطال الفنون و الاضراب » به عربى نوشته كه خلاصهء ترجمهاش اين است .
بعد از تحصيل مقدمات در خوى ، به اصفهان رفت . و نزد ميرزا باقر نواب ، و ملا على نورى مازندرانى حكمت مشّايى و اشراقى و رياضيات خواند . آنگاه به كربلا رفت و در آنجا چهار سال نزد سيد مهدى پسر سيد على طباطبائى فقه و حديث و اصول خواند . و در جرگهء علما درآمد و به مباحثه و تدريس پرداخت و بر قوانين محكمهء ميرزا ابو القاسم قمى حاشيه نوشت .
چندى بعد ، از قيل و قال مدرسه ملول شد ، و به آهنگ مجاورت به نجف رفت ، از مباحثه دست كشيد و به سير و سلوك پرداخت .
در بازگشت به كربلا به ديدار شيخ احمد احسايى رسيد . دو ماه نزد او درس خواند و به قول خود در اين مدت استفاده صدساله كرد و در حلقهء مريدان او درآمد گروهى از متكلّمان و مشّائيان و اشراقيان به معارضه با او برخاستند . او به فلسفهء ملا صدرا شور و علاقه شديدى داشت ، بااينهمه گاهى در شعر خود طعنههايى به او مىزند .
از مادهء تاريخهايى كه در مورد اتمام بناهايى در خوى سروده ، معلوم مىشود كه بعدها ميرزا عبد الرسول ، به خوى بازگشته است . تاريخ مسجد نمازى را كه حسن خان بيات ساخته بوده ، چنين يافته است ، « كرد معمور كعبهء ثانى » - 1238 ، و مادهء تاريخ مدرسهء حاجى شفيع خويى ساكن اصفهان را چنين سروده است : « باب علم و كمال مفتوحست » - 1246 .
در دورهء محمد شاهى كه نجف على خان دنبلى براى حكومت به خوى آمد قصيدهيى با اين