مطلع در مدح او سرود :
مژدهيى ، اى بخت خفته شب بسر آمد * دولت بيدارت اين زمان به درآمد
در 1254 كه حسين خان نظام الدوله مقدم آجودانباشى به سفارت به فرانسه مىرفت ، به قصد زيارت مكّه همراه او تا استانبول رفت . در آن سال تا موسم حج به مكه نرسيد ناچار به مصر رفت . سالى در آنجا ماند و در آن مدت كتابهاى ابن عربى را تدريس مىكرد .
سال بعد ، به مكه و از آنجا به كربلا و نجف رفت و در آنجا ساكن شد و به نوشتن كتابهاى خود پرداخت .
دوازده كتاب در يادداشتهاى بازماندگانش به نام او ذكر شده كه گويا اكثر آنها به زبان تازى بوده است : 1 - شرح اصول كافى 2 - رسالهء كنز التقويم 3 - منازل القمر 4 - رساله در رد شيخ صدر الدّين قونيهاى 5 - شرح برائة الجامعة لزيارة الجامعة ( از كتابهاى سيد كاظم رشتى ) 6 - سفينهء نوحيه و سطور لوحيه 7 - اسماء نورانيه و اسرار صمدانيه 8 - غناء اكبر و كبريت احمر 9 - فهوم فتحيه و اعداد فيثاغورثيه 10 - مسك الاذفر و المنبر الانضر 11 - لطائف شمسيه و معارف كشفيه 12 - اسرار فرقانيه و آثار روحانيه .
فتا بسال 1263 به دار بقا انتقال يافت . از او دو ديوان شعر بر جاى مانده است .
1 - ديوان مراثى
كه نسخههايى از آن در كتابخانههاى ذيل هست :
تبريز ، كتابخانهء ملى به شمارهء 562 . به خط خود شاعر بدون رعايت حروف آخر قوافى نوشته است .
آغاز ديوان مراثى
باز اين فغان و غلغله اندر زمانه چيست .
اين ديوان در 167 برگ 16 سطرى است .
تبريز ، كتابخانهء ملى به شمارهء 561 .
تهران ، كتابخانهء مجلس به شمارهء 5158 مورخ 1260 نستعليق خود سراينده در 194 برگ 15 - 16 سطرى .
تهران ، كتابخانهء مركزى دانشگاه به شمارهء 166 نستعليق خوب عبد الكريم مورخ 1261 و شمارهء 1538 مورخ شوال 1258 .
تهران ، كتابخانهء ملى به شمارهء 729 با ديباچهيى به نثر ، سپس مراثى و ساقىنامه و رباعيات