تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 943

مساهمون:

ص٩٤٣

فدوى زنوزى

ملا مهر على متخلص به « فدوى » اصلا زنوزى است . مدتى در خوى و در اوايل سلطنت قاجاريه در تبريز مىزيست و گويا معلم نادر ميرزا مؤلف تاريخ تبريز بود ، فرهاد ميرزا در زنبيل سال فوت او را 1262 هجرى قمرى در تبريز قيد و اضافه كرده است كه : « مرد فصيح البيان ، مرقع لباس و ملمع اساسى بود . . . قريب سيصد جلد كتاب داشت كه غالب او به خط خودش بود و خط شكستهء نستعليق متوسطى داشت . در اواخر عمر زنى گرفت و از او اولادى به عمل آمد و در مراتب شعر و شاعرى يد عليا داشت . فن حسابى او تركى پس از آن عربى و پس از آن فارسى بود » . بعد چند قصيدهء مفصل عربى و فارسى از او آورده است . از جملهء قصايد عربى او قصيده‌ييست كه در مدح مولاى متقيان على عليه السلام سروده به مطلع :
ها على بشر كيف بشر * ربّه فيه تجلى و ظهر
در مدح حسينقلى خان دنبلى قصيدهء ( 93 بيتى ) دارد كه چنين آغاز مىشود « 1 » :
در مزاج جهان وفايى نيست * دور ايام را بقايى نيست نكنى تكيه بر بناى جهان * كه از آن سست‌تر بنايى نيست اعتنا براساس دهر مكن * كه سزاوار اعتنايى نيست دل به دنيا مده كه آن معشوق * دل نگهدار دلبريايى نيست من ندانم چه روزگار است اين * كاندر آن با حق آشنايى نيست همه در معرض فنا ، اما * كس در انديشهء فنايى نيست خون خوريد اى هنروران كامروز * جز هنر جنس ناروايى نيست
* *
هنگام گل است آه كه از حسرت يارى * ما را نه گلى در نظر آيد نه بهارى بىسبزهء نوخيز خط يار به چشمم * ريحان و بنفشه به خسى ماند و خارى گرداب ده قالديم نئچه ايل طالعه باخ كيم * اول باد مراد اسمدى بير دم بيزه سارى
هامش
( 1 ) - دكتر رياحى صورت كامل قصيده را در تاريخ خوى ص 572 - 575 ضبط كرده است .
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 943 | عزيز دولت آبادى