نشيد مراغهيى
اسماعيل حميديه متخلص به " نشيد " فرزند حاج حسين حميديه بسال 1295 هجرى شمسى در شهر مراغه ديده بجهان گشود . تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در مراغه و اروميه بپايان رسانيد . پايان تحصيلات دوره متوسطه او مصادف بود با جنگ جهانى دوم و فوت پدر كه ناگزير مسئوليت و كفالت خانواده بر وى محول مىگردد . با وجود استعداد فوقالعاده و علاقه وافر به ادامه تحصيل در اثر مشكلات خانوادگى قادر بادامه تحصيلات منظم و دانشگاهى نشد او بتاريخ ادبيات ايران عشق مىورزيد و به آداب و رسوم و فرهنگ ايرانى و سنن ملى بديدهء احترام مىنگريست ، مطالعهء عميقى دربارهء شعرا و تحقيقات وسيعى در اشعار آنها نموده بود
حميديه ضمن فعاليتهاى ادبى و فرهنگى خود از فعاليتهاى اجتماعى و اقتصادى و توليدى نيز غافل نبود . . از همان آغاز جوانى بفعاليتهاى كشاورزى و توليدى روى آورد . و در ايجاد باغات و مزارع قدمهاى مؤثرى برداشت روى اين اصل با طبيعت بيشتر مانوس بود قطعه لكلك بيانگر عشق او به طبيعت است .
در قطعه شعر لكلك يك زوج لكلك بىگناه و سادهدل ، سپيدپوش و پاكيزه به اين اميد كه براى جوجكان آينده خود مأمنى دست و پا كنند كه از دستبرد و پايمال شدن بوسيله بشر در امان باشد ، حريم دودكش كارخانهاى را كه به سكوت تعطيل موقت فصلى فرورفته براى هدف خود برمىگزيند . به بهاى تلاشهاى مداوم و پىگير خس و خاشاك مورد نياز فراهم مىآيد و لانه و آشيانه با زحمت و دقت زياد پرداخته مىشود هفتهها مىگذرد تا محصول عشق شورانگيز اين دو دلداده در قالب بيضههاى شفاف و سپس به صورت جوجههاى طناز ظاهر مىگردد .
از رنج و تكاپوى لانهسازى و خانهپردازى نياسوده و ديده به پيكرهاى لطيف و شاداب جوجكان روشن نساخته ، فاجعهاى كه انتظارش نمىرفت وقوع مىپذيرد . سحرگاه يك روز مصيبتبار دستگاههاى كارخانه با غرشى زهره شكاف به كار مىافتد و نخستين اثر و عارضه آن به صورت دوده و بخار و بگونهء يك صاعقه ، كاشانهء مرغكان نگونبخت و آرزوگمكرده را