تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 896

مساهمون:

ص٨٩٦

دخيل مراغه‌يى

ملا حسين از شعراى قرن سيزدهم هجرى مراغه است . ديوان اشعارش كه مشتمل بر وقايع كربلاست به زبان تركى آذربايجانى و فارسى در شش جزوه بارها در تبريز و تهران چاپ سنگى شده است در مقدمهء ديوان اين رباعى مسطور است :
در مذهب ما كلام حق ناد على است * طاعت كه قبول حق بود ياد على است از جملهء آفرينش كون و مكان * مقصود خدا على و اولاد على است
( دانشمندان آذربايجان ، ص 146 - ريحانة الادب ، ج 2 ، ص 13 - 14 الذريعة ، ج 9 ، ص 320 )

زكى مراغه‌يى

لطيف الدّين زكى اصلش از مراغه بود اما در كاشغر تولد يافت و به سال 670 هجرى قمرى درگذشت ، عوفى در لباب الالباب مىنويسد كه لطايف اشعار او از حد و عد متجاوز است و همه مقبول فاما در برهان فضل و دليل هنر و حجت لطف طبع او اين قصيده تمام است :
تا گر دماه عارضش از خط نشان نشست * گويى كه گرد غاليه بر ارغوان نشست يا بر كران چشمهء خور سايه اوفتاد * يا در ميان شعلهء آتش دخان نشست يا حلقه حلقه زنگش بر طرف آينه * زان طرّهء زره‌وش عنبرفشان نشست يا بر يقين صادق عقل مصيب رأى * از وهم تيره غاليه‌هاى گمان نشست با خط سبز لعل لبش بين كه گوييا * بر نيم‌برگ موز يكى ناردان نشست برگرد نقل‌دان دهانش نگاه كن * تا مغز پسته در شكرش بر چسان نشست گويى چو طوطى آن خط زيباى فستقيش * از بهر شكّر آمد و بر نقل‌دان نشست طوطى است آن خط و دهنش ترجمان ، بلى * طوطى براى نطق بر ترجمان نشست ناگه دميد خط عذارش الف مثال * نون خط لبش چو به لب بر عيان نشست يعنى كه اين ز غايت خوبى كتابتيست * بر درج حسن او الف و نون از آن نشست شد بىقرين در آن مگرش بر مثال حسن * توقيع فرخ شه صاحب‌قران نشست