اين مطلعها از اوست :
دهان بگشوده چون شيريست خون خصم را راغب * علىرغم عدو عين على بن ابى طالب
* *
بلبل كه در حريم چمن آشيانه ساخت * مقصود او گل است و چمن را بهانه ساخت
* *
گر ز بعد مصطفى جز مرتضى دانستهام * در دوعالم يك رسول و دو خدا دانستهام
( روضات الجنان ، ص 358 - 362 ، ص 439 - دانشمندان آذربايجان ، ص 84 - 85 - الذريعة ، ج 9 ص 163 - 164 )
تشنه
از شعراى قرن سيزدهم هجرى قمرى است به بهطورىكه در مدايح معتمديه ( مؤلفهء 1259 ق . ) مسطور است نامش محمد تقى و همشيرهزادهء مهدى بيگ شقاقى است و در به دو حال با كلاهدوزى امرار معاش مىكرده است .
نسخهيى خطى از ديوان وى در كتابخانهء مجلس موجود است و بنوشتهء ابن يوسف شيرازى از مندرجات ديوان وى بدست مىآيد كه اصل او آذربايجانى و مولدش مراغه بوده و به سال 1210 ق . تولد يافته است . خود گويد :
مرا آخرين مام فرخنده هوش * به ملك مراغه فكنده ز دوش
و در ذيل كشته شدن آغا محمد خان گويد :
چو شه كوفت بر كاخ جنت لوا * برى شد لب من ز پستان جدا
و چون به فرمان آغا محمد خان پدر شاعر از مراغه به كاشان تبعيد شده و گروهى از خويشان شاعر در تهران جايگزين بودهاند تشنه هم در تهران بخوشى زندگى كرده و بدانجا دلبستگى و علاقهء مخصوص رسانيده است . چنان كه گويد :
به چندى در آن عشرتآباد رى * مرا عمر بگذشت با چنگ و نى
از مندرجات ديوانش معلوم مىشود كه شاعر تا سال 1264 ق . در حال حيات بوده در مدح ناصر الدّين شاه اشعارى سروده است .