تولد يافته و از مداحان سلطان سنجر ( 552 ) بوده است ) و رباعى مذكور با اندك اختلافى به شرح زير به دو نسبت داده شده :
گفتى كه سرشك تو چرا گلگون شد * از خون نبود ولى بگويم چون شد
در ديدهء من خيال رخسار تو بود * اشكم چو گذر كرد بر آن گلگون شد
با توجه به مولد و منشاء و ساير خصوصيات چنين استنباط مىشود كه زكى مراغهيى به غلط به صورت نرگسى مراغهيى درآمده است .
در كتاب منتخب التواريخ تأليف عبد القادر بن ملوكشاه بداونى ( چاپ كلكته جلد اول ص 54 ) از زكى مراغه ذكرى رفته منتها در آنجا نام وى « نازكى مراغه » چاپ شده و پيداست كه در اصل مولانا « زكى مراغه » بوده و در كتابت يا چاپ تحريف شده است . بداونى دربارهء معز الدّين محمد بن سام بن حسين ( 599 - 602 ) پادشاه غورى كه مدايح شاعران را در حق او آورده چنين مىنويسد :
مولانا زكى مراغهيى نيز در مدح او مىگويد :
شه معز الدّين كز دولت اوست * همچو گلدسته فلك بسته ميان
رفت بر تخت چو گل در وقتى * كه فلك برد خور اندر ميزان
آنكه در آتش قهرش بدخواه * جان شيرين بدهد شكرسان
شكّر دين و گل دولت را * با هم آميخت سپهر گردان
يا رب اين گلشكر دولت و دين * سبب صحّت عالم گردان
پيداست كه اين قطعهء را زكى مراغهيى در جلوس معز الدّين در 599 سروده است . « 1 »
غلط چاپى منتخب التواريخ در دانشمندان آذربايجان نيز راه يافته و در صفحهء 368 همين كتاب شاعرى هم به نام « نازكى مراغهيى » قيد شده است .
بدينترتيب معلوم مىشود كه لطيف سنجرى كه شرح حالش در قاموس الاعلام آمده و نازكى مراغهيى كه در منتخب التواريخ و دانشمندان آذربايجان قيد شده و همچنين نرگسى مراغهيى كه در نگارستان سخن و دانشمندان آذربايجان از او ياد شده همين لطيف الدّين زكى مراغهيى مىباشد . از زكى مراغهيى هفده رباعى هم در نزهة المجالس آمده است .
مصحح تعداد اين رباعيات را هفت عدد قيد كرده است .
هامش
( 1 ) - رك : لباب الالباب ، ص 795 .