گل ، برگ نموده فرش راهت * سرو است براى بندگى راست
سوزد ز جداييت شقايق * از داغ نهانىاش هويداست
دلخون گل و لاله از برايت * از خون درون غنچه پيداست
« مهجور » صفت ببين گل زرد * از درد تو زرد و ناشكيباست
( تاريخ خوى « دكتر رياحى » ص 232 - 234 )
مهدى خوى
ميرزا مهدى منشى از شاعران سدهء سيزدهم هجرى قمرى خوى بود پدرش ميرزا محمد نصير در دوران سلطنت فتحعلى شاه ( 1211 - 1250 ق ) مىزيست و از بزرگان خوى و سردبير انشاى محمد على ميرزا فرزند بزرگ فتحعلى شاه بود .
ميرزا مهدى هم مدتى در دارالانشاى محمد شاه قاجار خدمت كرد و در خوشنويسى و كمال و ادب كمنظير بود . ولى بعد از چندى از مشاغل دولتى استعفا نمود و در آمدورفت خلق به روى خود بست و در گوشهء انزوا نشست . وى مردى صوفى مسلك بود و گاهگاهى شعر مىسرود . ولى تا آخر عمر تخلص قبول نكرد . تاريخ فوتش را ديوانبيگى صاحب حديقة الشعراء 1268 قيد كرده است .
نمونهيى از اشعار اوست :
اين فلك از من ربود يار مرا * برد ز من يار غمگسار مرا
بود ز درد و غمم حصار ، ولى * زير و زبر كرد آن حصار مرا
بود كنارم از او چو باغ بهشت * خار نشاندهست در كنار مرا
بود قرارم به وصل او و كنون * نيست ز هجران او قرار مرا
منتظرم تا اجل فرا رسدم * گر نكشد درد انتظار مرا
* * *
اى دل به هرجا مىروى آن يار هرجايى طلب * بگذار نام و ننگ را در عشق رسوايى طلب