تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
از سنائى معنى اين بيت را * شاهد آوردم بوفق مدعا در حقيقت زال دنيا امر تست * جمع گشتن نيست با مادر درست نيست از مادر حلال اى مستحق * غير شيرى كان بود سدّ رمق بيش از اينت گر تصرف داد دست * مادر خود را به عقد آوردنست
( دانشمندان آذربايجان ، ص 398 - 399 - الذريعة ، ج ، 9 ، ص 1299 )

هنر تبريزى

محمد اسماعيل اميرخيزى به سال 1294 ق . برابر با 1255 شمسى تولد يافت مقدمات ادب فارسى و عربى را در تبريز فراگرفت . چندى بشغل بازرگانى پرداخت و در نهضت مشروطيت به آزادىخواهان و مجاهدان پيوست و در سال 1330 قمرى براثر فشار مستبدان به تركيه كوچيد و در آنجا بكسب دانش پرداخت تا آنگاه كه اوضاع ايران آرامش يافت . به تبريز بازگشت و وارد خدمات فرهنگى گرديد و به تدريس ادبيات پرداخت و چندى نيز رياست فرهنگ آذربايجان را داشت . از آثار وى سه جلد قطعات منتخبه و تصحيح بوستان سعدى و آخرين اثرش قيام آذربايجان و ستار خان است . وى در روز چهارشنبه 27 بهمن 1344 مصادف با 25 شوال 1385 ق . در تهران به رحمت ايزدى و اصل گشت . به ياد او از طرف فضلاى تبريز مجلس سوكوارى ترتيب يافت و از طرف كتابخانهء ملى تبريز نشريه‌اى در دهم تير ماه 1345 شامل سرگذشت او انتشار يافت براى اطلاع بيشتر از ترجمه حالش بدانجا مراجعه شود .

استاد شهريار در سوك او چنين گفت :

سر و سيما موقّر و موزون * چهره مردانه و سيه‌چرده چشمها نافذ و سياه و درشت * پلك بالا كمى ورم كرده
* * *
با تانّى و با طمأنينه * كلماتش شمرده و محكم از بزرگى نخواست چيزى بيش * كز بزرگى نداشت چيزى كم