تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
خواجه رشيد الدّين فضل اللّه و از عالمان : مولانا قاضى محيى الدّين محمد قزوينى ، نجم الدّين عبد الغفار ، مولانا قطب الدّين شيرازى و شيخ ابراهيم حمويه‌يى قابل ذكرند . دكتر عيوضى در تصحيح ديوان همام از يك نسخهء كامل و يك نسخهء اندك ناقص و نه جنگ استفاده كرده است . علاوه بر نسخ و جنگهايى كه مورد استفادهء مصحح قرار گرفته نسخه‌هايى از ديوان همام به شرح زير در كتابخانه‌ها هست : قاهره : دار الكتب به شمارهء 153 م . ادب فارسى : نستعليق فرصت غريب 823 ، در يك مجموعه ( مخطوطات ، ج 1 ، ص 193 ) . كتابخانهء مجلس به شمارهء 12 / 2656 : نستعليق كهن ، با تاريخ 834 در دفتر ( ص 655 - 790 ) ، 2150 بيت غزل و رباعى و قطعه و تك‌بيتهاست ( فهرست كتابخانهء مجلس ، ج 8 ، ص 401 ) . كتابخانهء مجلس به شمارهء 1738 فهرست نشده : در « كليات » او از سدهء 13 ( نسخه‌ها ج 5 ، ص 153 ) . كتابخانهء عبد الحسين بيات به شمارهء 6 مج : با تاريخ 834 در دفتر ( ص 135 - 150 هامش ) ، غزلهاى اوست ( نسخه‌ها ، ج 6 ، ص 71 ) . كتابخانهء بادليان به شمارهء 121 : همراه « ديوان امير خسرو » مورخ 839 . و فيلم آن در دانشگاه به شمارهء 902 هست . ( فيلمها ، ص 547 )

نمونه‌يى از اشعار اوست .

غزل ملمع كه به فارسى و زبان آذرى در سدهء هفتم ه ق . است :
بديدم چشم مستت رفتم از دست * گوان و ابردلى گويا نبى دست
معنى : « چشم مستت را بديدم از دست رفتم ، گويان واى بر دلى كه چشم تو را بيند و مست نشود » .
دلم خود رفت مىدانم كه روزى * به مهرت هم بشى خوش يانم اژ دست
معنى : « دلم خود رفت و مىدانم كه به ( سبب ) مهر تو روزى جان خوشم نيز از دست خواهد رفت » .
به آب زندگىاى خوش‌عبارت * لوانت لاوه اچ من ديل و يان بست