حكيم مؤمن از تلامذهء ملا محسن متخلص به « فيض » ، حكيمى با حكمت و ايقان و فاضلى با معرفت و ايمان . در بعضى از علوم هم تأليفات ستوده دارد . احوالش در تذكرهء على قلى خان ديده شد .
نمونهيى از اشعار اوست :
نبينى روى دل تا روى دل در اين و آن بينى * نيابى خويش را تا خويشتن را در ميان بينى
مكدر مىنمايد صورت از آيينهء زنگين * دل خود صاف كن تا صافى خلق جهان بينى
سر مويى طمع تا در متاع اين و آن دارى * مرام خويشتن دايم به دست اين و آن بينى
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 194 - رياض العارفين ، ص 236 - صبح گلشن ، ص 48 ؛ 531 - قاموس الاعلام ، ج 6 ، ص 4592 - دانشمندان آذربايجان ، ص 57 - 58 - ريحانة الادب ، ج 1 ، ص 129 - الذريعة ، ج 9 ، ص 115 ؛ ص 1214 )
نعيمى تبريزى
سيد فضل اللّه فرزند ابو محمد تبريزى مؤسس طريقهء حروفىهاست تولدش به سال 740 اتفاق افتاد وى از معاريف سدهء هشتم ه ق . بود .
پارهيى از تذكرهنويسان ظاهرا به علت طول اقامت او را مشهدى و برخى استرآبادى قيد كردهاند .
ابتدا به شغل طاقيهدوزى امرار معاش مىكرد و چندى در ايران و عراق عرب و حجاز به سير و سفر گذرانيد و به سال 771 به اصفهان و سال 775 به مكهء معظمهء رفت و از سال 788 ه ق . به نشر عقايد خويش پرداخت و كمكم شهرتش بالا گرفت و مريدانش در سرتاسر ايران پراكنده شدند ، وى آيات قرآنى را با بيان معانى تازه تفسير مىكرد و اساس تفسيرهاى او بر اصالت حروف بود . . . و به همين سبب او را فضل الله حروفى و پيروانش را حروفيه مىخواندند .
وى به سيد فضل الله حلال خور نيز شهرت داشت زيراكه حلال مىخورد و چندان پارسا بود كه هرگز خوراك ديگران نچشيد . . .
از او چهار كتاب در دست است :
1 - عرشنامه ( مثنوى است ) .
2 - جاوداننامه يا جاويدان كبير ( اين كتاب را در 796 آخرين سال زندگيش وقتى كه در