تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
مستان به گريه آبلهء سينه وا كنند * تا دامن مژه به نمى آشنا كنند شوريده خاطران دل بيمار خويش را * در فصل گل به نالهء بلبل دوا كنند
* * *
ز قدح شراب ريزد مى اضطراب بىتو * به سر بريده ماند قدح شراب بىتو
* * *
اى گل چه كشى پا ز من زار شكسته * خوش باش كه در پا نرود خار شكسته بر دوش من خسته مكن دست حمايل * عاقل نكند تكيه به ديوار شكسته
* * *
نمىگويم كه بر بالاى چشمت هست ابرويى * ز بار حسن خم گرديده شاهين ترازويى
( مآثر رحيمى ، ج 3 ، قسمت اول ، ص 613 - 614 - تذكرهء ناظم تبريزى - لطائف الخيال ( نسخهء عكسى ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 265 - 266 - تذكرهء حسينى ، ص 322 - 323 - آتشكدهء آذر ، ص 38 - رياض الجنة ، ص 927 - نگارستان سخن ، ص 101 - دانشمندان آذربايجان ، ص 360 - فرهنگ سخنوران )

منجم‌باشى

ميرزا على فرزند ميرزا جعفر منجم‌باشى و برادر اعيانى ميرزا رضا نجم الملك از مشاهير منجمان عهد ناصر الدّين شاه قاجار ( 1264 - 1314 ق . ) و از معاشران حجة الاسلام « نيّر » بوده و طبع شعر نيز داشته است . ( دانشمندان آذربايجان ، ص 361 )

منشى تبريزى

ميرزا محمد به سال 1094 در اصفهان تولد يافت ، در فقه و اصول و اخبار و احاديث و رياضيات و سياق و موسيقى و اسطرلاب و رمل و جفر و ساير علوم متنوعه فريد عصر خود بود و در انواع خطوط نيز استاد بود و 13 قسم خط را خوب مىنوشت . قوه حافظه فوق‌العاده نيز داشت و به پنج زبان از تركى ، پارسى ، افغانى ، عربى و هندى حرف مىزد و مىنوشت و كتابى هم در لهجهء افغانى تأليف كرده . على قلى خان واله داغستانى مدتى از وى تعليم خط