مقصود تبريزى
مقصود بنا پسر عبد السلام معمار تبريزى است در سدهء دهم ه . ق . مىزيست مردى فقير و كاسب بود . به نوشتهء سام ميرزا كتابهيى كه در ايوان سركار نواب صاحبقرانى ساختند خود گفته مطلع آن اينست :
قصرى كه عكس شمسهء آن مهر انور است * از خاك برگرفتهء داراى كشور است
و در مقطع اين قصيده لفظ مقصود خوب واقع شده :
« مقصود » رخ نتافت از اين در به هيچ باب * معلوم شد كه قبلهء مقصود اين در است
( تحفهء سامى ، ص 374 - دانشمندان آذربايجان ، ص 357 )
مقيم تبريزى
ميرزا مقيم فرزند ملا بايندر از شاعران سدهء يازدهم ه . ق . تبريز ساكن عباسآباد اصفهان بود .
گويا ملا بايندر معلم نواب زبيده بيگم دختر شاهعباس اول ( 996 - 1038 ) بوده است .
ميرزا مقيم چندگاه به خدمت عيسى خان قورچىباشى بوده و بعد از آن در خدمت منوچهر خان حاكم لر كوچك به لرستان رفته است و محالى به تيول او مقرر داشتهاند و در آنجا فوت شده طبعش قدرتى داشته به طورى كه رباعيهاى ششگانهء معروف محتشم را در وزارت ساروتقى جواب گفته است .
صاحب آتشكدهء آذر او را مقيمى فرزند ملا بهادر ، و مؤلف رياض الجنة و قاموس الاعلام مقيمى بايندر معرفى كرده و اين بيت او را آوردهاند :
چو درياى رحمت تلاطم كند * گنه صاحب خويش را گم كند
بنابه نوشتهء شادروان حاجى حسين نخجوانى
در سفينهء لطائف الخيال تأليف ميرزا محمد صالح رضوى مشخصات صاحب ترجمه با ميرزا مقيم « جوهرى » بهم درآميخته است .