تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨

معجزى تبريزى

مؤلف دانشمندان آذربايجان از جنگ خطى مورخ 1125 اين دو بيت او را نقل كرده است :
آشفته‌ام چو سنبل و جمع است خاطرم * خونين دلم چو غنچه و خندان نشسته‌ام دل بهر ديده گريه كند ديده بهر دل * من در ميان هر دو پريشان نشسته‌ام
( دانشمندان آذربايجان ، ص 350 )

معروف تبريزى

از سخنوران سدهء دهم ه ق . و از معاصران و مصاحبان مولانا فانى و صيرفى تبريزى بود . در علم رمل مهارت تمام داشت . اين مطلع از او معروف و مشهور است :
روز اجلم ناله نه از رفتن جانست * از يار جدا مىشوم اين ناله از آنست
( تحفهء سامى ، ص 272 ، 315 - آتشكدهء آذر ، ص 38 - شمع انجمن ، ص 432 - دانشمندان آذربايجان ، ص 350 )

معز تبريزى

ميرزا معز الدّين فرزند ميرزا حسن فرزند محمد صادق خان از تبريزيهاى ساكن عباس‌آباد اصفهان بود نياكانش پيش سلاطين صفويه با كمال اعزاز و احترام مىگذرانيدند . ميرزا هنگام فوت پدرش 6 ساله بود . . . در خدمت ميرزا ابو سعيد به تحصيل كمالات پرداخت و پس از آن به فيض صحبت آخوند شفيعاى طالقانى رسيد . چون با ابراهيم شاه برادرزادهء نادر شاه ميانهء خوبى نداشت ، در عهد سلطنت وى از اصفهان به شيراز رفت و ابو الحسن حاكم شيراز كه مرهون نيكيهاى او بود مقدمش را گرامى داشت . وى از شيراز به حيدرآباد رفت و به سال 1183 ( و بنوشتهء بعضى 1182 ) در اورنگ‌آباد درگذشت .