تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
14 - مواقع النجوم : مشكلات آيات و ادعيه و روايات را به ترتيب الفبايى نوشته و به حل آنها پرداخته و چندين مجلد است . 15 - غاية الآملين نيز از تأليفات اوست بنابه يادداشت شادروان حسن قاضى طباطبائى : « اين كتاب از اجلّ تأليفات آن عالم بوده و حتى مرحوم آيت‌الله بروجردى تصميم داشت آن كتاب را بطبع برساند بعدا روى چه علتى بود موضوع متروك ماند آيت‌الله بروجردى وفات يافت و از آن تاريخ به اين طرف از سرگذشت آن اثر نفيس خبرى ندارم خدا كند كه ضايع نشود و بدست نااهل نيفتد » . مرحوم حاجى ميرزا محمود گاهى شعر هم مىگفت در مقام تألم از جهل‌پرورى همشهريان خود گويد :
تبريز دار لاهل الجهل مكرمة * لذى الفضائل دار ضنك و الضيق قد عشت فيها كئيبا خائبا خسرا * كاننى مصحف فى بيت زنديق
* * *
اين خوردن شير خر كه رسميست كهن * گيرم كه كند سرخ رخ و فربه تن اين ننگ كجا برم كه اين كرهء خر * گويد كه برادر رضاعيست به من
( علماى معاصرين ، ص 40 - 44 - ريحانة الادب ، ج 2 ، ص 378 - 380 - الذريعة ، ج ، ص 64 - مؤلفين ، مشار ، ج 6 ، ص 63 - نشريهء دانشكدهء ادبيات ، سال 21 ، ص 380 - 385 )

مخلص تبريزى

ميرزا يوسف متخلص به « مخلص » از سخنوران سدهء سيزدهم هجرى قمرى تبريز بود و به فارسى و تركى شعر مىسرود و ديوانى مرتب كرده بود . در مصطبهء خراب مسطور است كه « خط نستعليق و شكسته را خوب مىنوشته و به اقصاى عالم گرديده ، سرد و گرم روزگار چشيده و از هر راهى آگاهى يافته و در نهايت ساكن آستانهء عليه گشته و عمر را به تحرير گذرانيده است » . نمونه‌يى از اشعار اوست :
ز زلفت چون سرم سودا گرفته‌ست * به هر تارش دلم مأوا گرفته‌ست از آن روزى كه سر بر آستانت * نهادم ، كار من بالا گرفته‌ست