رتبهء شخص فزايد ز صفاى باطن * چون نگينى كه گذارند ورق در ته او
( نتايج الافكار ، ص 659 - 660 - شمع انجمن ، ص 444 - 445 - نگارستان سخن ، ص 91 - صبح گلشن ، ص 387 - 388 - قاموس الاعلام ، ج 6 ، ص 4229 - 4230 - دانشمندان آذربايجان ، ص 339 - 340 ؛ ص ، 334 محمود - لغتنامهء دهخدا ، ص 208 « لطف الدّين » . )
مذنب تبريزى
فتحعلى پسر حاجى حسن تبريزى مشهور به ايروانى از سخنوران سدهء سيزدهم ه ق .
تبريز است . در تاريخ 1249 مجموعهيى مشتمل بر نظم و نثر سخنوران و منشينان معروف و سخنان خود جمعآورى كرده است . تربيت مىنويسد : نسخهيى از آن به خط خود او در نزد نگارنده موجود است و ديوانى مركب از چند هزار بيت هم از وى ديدهام .
اين مطلع از اوست :
دوران چو داغدار نموده است لاله را * با خون دل نموده از آن پرپياله را
( دانشمندان آذربايجان ، ص 340 - فهرست كتابخانهء مجلس ( ابن يوسف ) ، ج 3 ص 407 - 408 - فهرست دانشگاه ، ج 13 ، ص 3492 . )
مرتضوى تبريزى
جمشيد مرتضوى ، برادر استاد منوچهر مرتضوى بسال 1316 هجرى شمسى در تبريز پا به عرصهء حيات نهاد و پس از تحصيلات عالى ، با سمت استادى در دانشگاه تبريز به تدريس فلسفه و جامعهشناسى اشتغال ورزيد . طلاقت لسان و فصاحت بيان و توانائى بنان ، فضل و دانش توأم با فروتنى ، از فضائل علمى و سجاياى اخلاقى او بود . بدين سبب بين اساتيد دانشگاه و دانشجويان از احترام و محبوبيت بسزايى برخوردار بود .
به شوق اكمال تحصيلات راهى اروپا شد . سرانجام در دانشگاه بردو ( فرانسه ) به مقام رفيع استادى نايل آمد . و به تدريس و تحقيق پرداخت و بسال 1375 ش . در همانجا شمع حياتش خاموش گرديد و رخ در نقاب خاك كشيد .
استاد زندهياد مؤلّفى پركار و مترجمى توانا و شاعرى نغزگفتار بود .