تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
« صفوة الصفا » و حافظ حسين كربلايى در « روضات الجنان و جنات الجنان ، ج 1 ، ص 223 - 270 » و شيخ حسين در « سلسلة النسب » و عبد الكاظم محمد اردبيلى در كتاب « صفوة الآثار فى اخبار الاخيار » كه سال 1118 به نام شاه سلطان حسين تأليف شده ( نسخه‌ها ، ج 2 ، ص 87 - 88 ) مطالب مشروحى نوشته‌اند . دربارهء سيادت او عقايد مختلف است بعضى او را شافعى سنّى و برخى سيد علوى و شيعه دانسته‌اند . از جمله ابن بزاز در مقالات از شيخ صدر الدّين موسى نقل مىكند كه « شيخ صفى فرمود در نسب ما سيادت هست ليكن سؤال نكردم كه علوى يا شريف و مشتبه بماند » صاحب روضات الجنان در مورد سيادت شيخ چنين مىنويسد : « حضرت مخدومى ادام اللّه بركاته مىفرمودند كه از ثقات به ما رسيده كه در زمان حضرت سلطان صفى الدّين نسب آن عالىحضرت ظاهر و باهر بود ، فاما حضرت مشار اليه در اظهار آن نمىكوشيدند ، بعضى از احبّا از ايشان سؤال كردند كه شما را چرا خوش نمىآيد از اظهار اين نسب عالى ؟ فرمودند از روى هضم نفس كه ما به كدام عمل شايسته و بايسته خود را توانيم به اين دودمان نامى گرامى نسبت داد » ( ج 1 ، ص 224 - 225 ) ولى بار تولد در تذكرهء جغرافياى تاريخى ص 269 در اين زمينه نوشته است كه « از قرار معلوم شيخ صفى . . . شيعه نبود زيرا حمد اللّه مستوفى اهالى اردبيل را شافعى و مريد شيخ صفى الدّين مىخواند » . در اين مورد بدين مختصر اكتفا مىشود براى اطلاع بيشتر به كتاب « شيخ صفى و تبارش » نوشتهء كسروى و « لغتنامهء دهخدا » ذيل مادهء صفويه مراجعه شود . معاصران شيخ : به نوشتهء هدايت « معاصران آن بزرگوار از مشايخ عظام : ابو المكارم ركن الدّين علاء الدولهء سمنانى و شيخ عبد الرزاق كاشانى و اوحد الدّين مراغه‌يى و شيخ محمود شبسترى و مير حسين سادات هروى . و از علماى عظام : قاضى ناصر الدّين بيضاوى و جمال الدّين حلى . و از سلاطين : سلطان غازان خان بن ارغون و سلطان محمد خدابنده . مريدان وى بيشتر از صد هزار بوده است » . تأليفات او : در فهرست نسخه‌هاى خطى نگارش آقاى احمد منزوى ( ج 2 ، ص 1799 ) كتب و