تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
آقاى اميرى فيروزكوهى مىنويسد كه عارف تبريزى به تصريح نصرآبادى در خانهء « صايب » اقامت و به امور كتابت و كتابخانهء او اشتغال داشته است و غالب دواوين « صايب » خصوصا منتخباتش به خط اوست . عارف آن قدر از رسم الخط « صايب » تقليد مىكرده و شبيه به او مىنوشته است كه اغلب خط او را با خط « صايب » اشتباه مىكنند . « صايب » در چند جا به تبريزى بودن خود چنين اشاره مىكند :
« صايب » از خاك پاك تبريز است * هست سعدى گر از گل شيراز
* * *
در بهار سرخ‌رويى همچو جنت غوطه داد * فكر رنگين تو « صايب » خطّهء تبريز را
* * *
ز حسن طبع تو « صايب » كه در ترقى باد * بلندنام شد از جمله شهرها تبريز
نمونه‌يى از غزليات اوست :
چشم مست يار شد مخمور و مدهوشيم ما * باده از جوش نشاط افتاده و درجوشيم ما فتنهء صد انجمن آشوب صد هنگامه‌ايم * گر به ظاهر چون شراب كهنه خاموشيم ما فرقهء درويشى ما چون زره زير قباست * پيش چشم خلق ظاهربين قباپوشيم ما نامهء پيچيده را چون آب خواندن حق ماست * كز سخن‌فهمان آن لبهاى خاموشيم ما از شراب ما رگ خاميست « صايب » موج زن * گرچه عمرى شد در اين ميخانه در جوشيم ما
* * *
رتبهء عشق و هوس پيش بتان هر دو يكيست * خار خشك و مژهء اشك‌فشان هر دو يكيست