تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
شهريارا بگشا پنجره ، باز آمده است * آن پرستو كه پيام‌آور فروردين بود
( ديوان شهريار - فرهنگ سخنوران - چشمه روشن ، ص 635 - 641 - ياد ياران ، ص 449 - 455 )

صادقى افشار

صادق بيگ در شعر « صادقى » تخلص داشت و از بزرگان ايل خدابنده‌لوى افشار بود . پدر صادقى بيگ در زمان شاه اسماعيل با ايل افشار از شام به ايران آمد و صادقى در سال 940 و به قولى 933 بنا به نوشتهء مرحوم تربيت در تبريز قريب به محله ورجو ، ولادت يافت . از آغاز جوانى ملازمت شبانروزى استاد مظفر على نقاش ( خواهرزادهء بهزاد ) را اختيار نمود و استاد چون قابليت و ترقى در ناصيه‌اش ملاحظه كرد همت به تربيت وى مصروف داشت و صادقى در شاگردى مظفر على ترقيات بسيار نمود و در فن نقاشى به غايت ماهر شد اما بسبب كسادى بازار و عدم رواج اين كار ترك نقاشى كرد و در لباس قلندرى سياحت مىكرد . امير خان موصلوى كه در آن‌وقت حاكم همدان بود از حال او خبر يافت او را از لباس قلندرى بيرون آورد و ملازم خود ساخت و او نزد امير خان به عزت و احترام مىزيست . در زمان شاه سلطان محمد ( 985 - 995 ) ملازمت بدر خان و اسكندر خان افشار كه از امراى مشهور بودند اختيار نمود و در جنگ تركمانان استرآباد بنا به قول اسكندر بيگ جلادتهاى بىعقلانه از او بظهور رسيد اما هيچ‌وقت از نقاشى غافل نبود و در اواخر ترقى بسيار كرد و طراح و مصورى بىنظير شد و در انواع نقاشى به غايت استاد بود . صادقى مرد متهوّر و شجاع و در شيوهء قزلباشى دعوى جلادت و شجاعت مىكرد . در عهد شاه اسماعيل ثانى ( 984 - 985 ) داخل كتابخانهء سلطنتى شد و در زمان پادشاهى سلطان محمد به منصب كتابدارى : ( رئيس كتابخانه ) سرافراز گشت . و مورد شفقت و عنايت گرديد . در آغاز سلطنت شاه‌عباس همچنان اين منصب و مقام را داشت و در خدمت شاه‌عباس كمال قرب و منزلت يافت . تا آنكه عليرضاى عباسى در حدود 1007 جبرا و قهرا اين منصب را از او گرفت . ليكن تا آخر ايام حيات مواجب كتابدارى از ديوان
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 462 | عزيز دولت آبادى