تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
به نفس خود آن شاه عالىنسب * شد آرامش چرخچى را سبب به پيچد بر خويش گرداب‌وش * ز بحر غضب گشت گرداب‌كش به راه دليران ز پيكار كين * قضا ريخت خار و خس آهنين ز آهن نى نيزهء كينه كوش * شد از بيم آن خار و خس موزه‌پوش ملخهاى پيكان ز پرندگى * شده آفت مزرع زندگى تن پردلان چاك از پيش و پس * نمودار دلها چو مرغ از قفس به بحر امان تيغگاه گريز * زبان از پى سرزنش كرده تيز در آن حشرگاه قيامت اثر * ز فرافر صرصر و ناى زر همىرفت گويى زمين ميل ميل * چو جوز از دم باد خرطوم فيل ز پيكان سوزن دم تيرها * به زخم سنانها و شمشيرها تو گفتى كماندار ناوك‌فكن * فتيله‌گذار آمد و بخيه‌زن ز چاكى كه زد تيغ كين سينه را * تن جنگ‌جويان پركينه را اگر قهر بگذاشتى خون برون * دوعالم شدى غرق درياى خون فلك پرصدا شد ز بانگ بزن * بجنبيد ناقوس دير كهن
( خلاصة الكلام ج 1 ، ص 940 . ) كليات صادقى افشار در كتابخانه ملك به شماره 6325 موجود است تاريخ تحرير سدهء 11 و داراى چند مثنوى بىعنوان ، حظيات ، هجويات ، قانون الصور ، ديوان ، منشات تركى است . در دانشگاه به‌شماره 7395 نستعليق آقاى باستانىراد سده 14 ، كليات اوست . همراه چند اثر ديگرى : مثنوى ، هجو ثالث ، حظيات ، سهو اللسان ، قانون الصور ، هجويات از ترجيع و مثنوى و جز آن ، منشات ملمع فارسى و تركى او ( مجله هنر و مردم 90 : 11 ) ( فهرست نسخه‌هاى خطى ج ، 3 ص 1877 و ص 2400 ج 5 ص 2873 ، 3816 و . . . ) از كليات صادقى افشار نسخه‌اى هم به شماره 3616 در كتابخانهء ملى تبريز جزو كتب مرحوم نخجوانى موجود است و آن شامل بيست بخش است بشرح آتى :
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 464 | عزيز دولت آبادى