تبريز است . وى تحصيلات خود را در تبريز و تهران انجام داد مردى متدين بود و بيشتر اوقات خود را صرف مطالعه مىنمود ، خط خوب و طبع روانى داشت و به سال 1316 هجرى قمرى پيرامون هفتادسالگى در تبريز درگذشت .
آن مرحوم دو پسر داشت به نامهاى غلام على خان معين الملك و حسن خان ، و يك دختر . مادر پروين اعتصامى شاعرهء گرانمايه اختر الملوك دختر غلامعلى خان بود .
نسخهيى از ديوان « شورى » در كتابخانهء ملى تبريز ، بهشمارهء 3661 نستعليق ظاهرا خود شاعر هست . قطع آن 13 * 20 داراى 279 صفحه ولى 38 صفحه در فاصلهء تغيير حروف آخر قصايد و غزليات سفيد و نانوشته باقى مانده است . اين ديوان شامل 9 قصيده و 193 غزل و 4 مسمط و يك ترجيعبند و 3 تضمين و 3 مثنوى و 11 رباعى و يك ساقىنامه و مجموعا 2853 بيت است
ضمن قصيدهيى از ناصر الدّين شاه بار خواسته كه در سفر مباركى جزو ملتزمين ركاب باشد و تقاضاى مستمرى و مواجب كرده گفته است :
اى محيط جود و درياى كرم * وى به جودت چشم اميد خدم
سال چندى شد كه اندر غربتم * بود و نابود آنچه بود از بيش و كم
صرف نان و آب شد يكبارگى * لم يعش الا تردّى او طعم
چند پاره ملك بودم شد خراب * از فساد و ظلم ارباب ستم
در ركابت بودن ما فخر ماست * در حضورت خدمت ما مغتنم
گر عنايت اندكى بگماردم * فرق خورشيدم بود زير قدم
گر دهندم بار باشم در ركاب * اين مباركتر سفر را ملتزم
ذرهيى از التفات عامشان * شايد آيد گر براى بنده هم
مستمرى و مواجب بنده را * همچنان كاوقات خود را بگذرم
ولى از قرار معلوم اين تقاضا پذيرفته نمىشود و وى سر خويش و راه تبريز پيش مىگيرد و اقوامش درصدد آزارش برمىآيند و وى محمد على ميرزا ( 1313 - 1324 ) را چنين به دادخواهى مىطلبد :
اى خدا كس ديده از دشمن به خويش * اينچنين ظلمى كه من از قوم و خويش
پور شهزاده غيور و دادخواه * ممدلى ميرزاى گردون دستگاه