اندر آن عالم دگر ما را مكرم دار از آنك * خوش نباشد جامه نيمى اطلس و نيمى پلاس
در روضات الجنان از خرق عادات او داستانهايى نقل شده است كه جمله دلالت بر عظمت معنوى وى مىكند .
( روضات الجنان ، ج 1 ، ص 521 ، 522 ، 610 - دانشمندان آذربايجان ، ص 187 - 188 )
شرف الدّين تبريزى
از سخنوران نامى عهد شاه جهان ( 1037 - 1068 ) بوده از اوست :
پوشيدن چشم من به ديدن ماند * از پاى نشستنم به رفتن ماند
پابند به هيچ ماندهام بر سر راه * چون حرف كه بر زبان الكن ماند
( دانشمندان آذربايجان ، ص 189 - الذريعة ، ج 9 ، ص 512 )
شرف تبريزى
شرف الدّين حسن بن محمد ، مشهور به « رامى » و متخلّص به « شرف » از سخنوران دربار سلطان معز الدّين ابو الفتح اويس جلايرى ( 757 - 776 ) و از معاصران سلمان ساوجى بود .
دولت شاه در تذكرة الشعراء مىنويسد :
« مولانا شرف الدّين رامى نور اللّه قبره مردى دانشمند بوده و صاحب فضل ، خصوصا در علم شعر سرآمد روزگار خود بوده است و نسخهيى در علم شعر ساخته حدايق الحقائق نام و چند صنعت در آن كتاب درج كرده كه رشيد الدّين وطواط در « حدايق السحر » آن صنايع را ذكر نكرده بود از آن جمله مىگويد كه « رشيد » آورده كه ايهام كلمهيى را گويند كه بر دو معنى شامل باشد و به نزديك من مىبايد كه به چند معنى مشتمل باشد و اين بيت خواجه عماد فقيه را به استشهاد مىآورد :
دل عكس رخ خوب تو در آب روان ديد * واله شد و فرياد برآورد كه ماهى
و شيخ عارف آذرى عليهالرحمه در كتاب جواهر الاسرار قصيدهيى از قصايد