از اين قصيده به تصديق زنده مىدارم * تو را به عالم از امروز تا به روز قيام
به دولت تو نصابى شدهست هريك را * مگر مرا كه ندارم ز دولتت جز وام
مرحوم تربيت نيز از عرفات العاشقين چنين نقل قول مىكند كه سيف الدّين تبريزى از مشاهير شعراى متقدمين آذربايجان است . بعد دو بيت از غزل معروف « سيفى نيشابورى » را به مطلع :
اى نگار سنگدل اى لعبت سيمينعذار * مهر تو اندر دلم چون سيم در سنگ استوار
و همچنين دو بيت زير را به نام او آورده است :
دل خبر يافت كه رفتى و بيامد ز پيت * جان به دو گفت كه رفتى و منت براثرم
* * *
جز غمت نيست مونسم بىتو * زان غمت را به جان خريدارم
( مجمع الفصحا ، ج 1 ، ص 254 - دانشمندان آذربايجان ، ص 186 )
شاكر تبريزى
محمد قلى بيگ متخلّص به « شاكر » از سرايندگان سدهء يازدهم هجرى قمرى تبريز ساكن عباسآباد اصفهان بود . در فن زرگرى و نقاشى مهارت داشت و طبعش موزون بود . از اوست :
هجر هرچند كه دل بيشترم مىسوزد * در قفا وصل دوچندان قدرم مىسوزد
* * *
تا دم ز دم ز جوهر و دادم نشان خويش * چون تيغ غرق خون دلم از زبان خويش
روشن چراغ ديدهام از خون دل كنيد * دارم همين نظر به جگرگوشگان خويش
* * *
لعلش به دلريشم گر حق نمك دارد * من هم به جمال او حق نظرى دارم
* * *
اى بدر مشو غره به اين كهنه و نو * حسنى كه نه برقرار باشد به دو جو