رفيقى تبريزى
در سدهء دهم هجرى قمرى مىزيست . سام ميرزا مىنويسد : به مطربى اوقات صرف مىكند و در آن كار نقشها و صوتها تصنيف كرده اما بسيار كجطبع است . اين مطلع از اوست :
عمريست كه من عاشق رخسار بتانم * سودازدهء زلف بتان از دلوجانم
در تحفهء سامى چاپ وحيد ، ص 143 تخلص او « و صلى » آمده است .
( تحفهء سامى ، ص 262 - دانشمندان آذربايجان ، ص 160 )
رمزى تبريزى
على اكبر عماد متخلّص به رمزى از فضل و كمال بهرهء بسزا داشته در رديف ارادتمندان مرحوم لنكرانى و كارمند انجمن صفا بوده مرحوم صفوت مىنويسد تا اين زمان : ( اسفندماه 1318 ) زياده از 60 سال عمر گذرانده است . وى بسال 1339 ش . درگذشت .
كتاب رنگارنگ در چهارده مجلد از تاليفات اوست . از اوست :
چه حكمت است كه مر دسترنج اهل هنر * در اين زمانهء غمخانه بىهنر ببرد
مدام خون جگر باغبان خورد از چيست * كه در نتيجه مگر منعمى ثمر ببرد
* * *
اول خدا قضا و قدر سربهسر نوشت * زان پس ز آب و خاك ، گل آدمى سرشت
اى نور چشم من قلم نقش كائنات * بر دست اوست آنچه كشد خوب يا كه زشت
نيكى نه جامهايست برازندهء همه * معلوم نيست پنبه اين جامه بركه رشت
در دوزخ است معتكف كعبهاى عجب * سوى بهشت مىرود آنسا كن كنشت