تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠

رفيقى تبريزى

در سدهء دهم هجرى قمرى مىزيست . سام ميرزا مىنويسد : به مطربى اوقات صرف مىكند و در آن كار نقشها و صوتها تصنيف كرده اما بسيار كج‌طبع است . اين مطلع از اوست :
عمريست كه من عاشق رخسار بتانم * سودازدهء زلف بتان از دل‌وجانم
در تحفهء سامى چاپ وحيد ، ص 143 تخلص او « و صلى » آمده است . ( تحفهء سامى ، ص 262 - دانشمندان آذربايجان ، ص 160 )

رمزى تبريزى

على اكبر عماد متخلّص به رمزى از فضل و كمال بهرهء بسزا داشته در رديف ارادتمندان مرحوم لنكرانى و كارمند انجمن صفا بوده مرحوم صفوت مىنويسد تا اين زمان : ( اسفندماه 1318 ) زياده از 60 سال عمر گذرانده است . وى بسال 1339 ش . درگذشت . كتاب رنگارنگ در چهارده مجلد از تاليفات اوست . از اوست :
چه حكمت است كه مر دسترنج اهل هنر * در اين زمانهء غمخانه بىهنر ببرد مدام خون جگر باغبان خورد از چيست * كه در نتيجه مگر منعمى ثمر ببرد
* * *
اول خدا قضا و قدر سربه‌سر نوشت * زان پس ز آب و خاك ، گل آدمى سرشت اى نور چشم من قلم نقش كائنات * بر دست اوست آنچه كشد خوب يا كه زشت نيكى نه جامه‌ايست برازندهء همه * معلوم نيست پنبه اين جامه بركه رشت در دوزخ است معتكف كعبه‌اى عجب * سوى بهشت مىرود آنسا كن كنشت