تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
السياقيه » از تاليفات وى ياد شده است كه به سال 1315 نوشته است و نسخه‌اى كه تاريخ تحرير آن ذىقعدهء 1327 است در كتابخانهء دانشگاه به‌شمارهء 2626 موجود است . ( فهرست دانشگاه ، ج 9 ، ص 150 - مواد التواريخ ص 718 و . . . الذريعة ج 9 ص 369

رفعت تبريزى

ميرزا تقى خان رفعت جوانى بافضيلت و خوش‌قريحه بود به شغل تدريس زبان خارجه و روزنامه‌نگارى امرار معاش مىكرد و از هواداران شيخ محمد خيابانى بود . وى در 33 سالگى پس از شنيدن خبر قتل شيخ محمد خيابانى ( 23 شهريور 1299 خودكشى كرد . آثار قلمى رفعت در روزنامه تجدد هست . نمونه‌يى از اشعار اوست :
برخيز بامداد جوانى ز نو دميد * برخيز عزم جزم كن اى پور نيكزاد
( تبريز و پيرامون ص 238 )

رفعتى تبريزى

ميرزا ابراهيم متخلّص به « رفعتى » از شاعران و خوشنويسان سدهء يازدهم هجرى قمرى است . از لحاظ زمان زندگى و ساير خصوصيات محتمل است كه وى همان رفعتى باشد كه در شرح حال « گرامى تبريزى » از او به عنوان برادر وى و فرزند مولانا « سهوى » خوشنويس معروف ياد شده است . نصرآبادى مىنويسد به هند رفت اسبابى فراهم آورد . در لباس خيلى تكلف مىكرد مدتى در خدمت عرب خان حاكم شروان بود و گويا در آنجا فوت كرد . از اوست :
پرواى سخن گفتن احباب ندارم * نقلى كه غم از دل ببرد نقل مكان است .
در تعريف كشمير گفته :
چنان لطيف زمينش كه همچو دانه در * در او چو قطره‌يى افتد نيفتد از تدوير
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 399 - صبح گلشن ، ص 182 - قاموس الاعلام ، ج 3 ، ص 2291 - دانشمندان آذربايجان ، ص 160 )