و اشاعهء عدل و داد و ارائهء قبايح ظلم و استبداد مشغوليت داشتم . متجاوز از يك سال به مواعظ نافعه و كلمات تامه مرجعيت خاصه و عامه را نائل آمده از دولت ايران به توسط پرنس ملكم خان تطييب خاطرى و ترضيه ظاهرى به عمل آمد به تهران برگشته به مشهد مقدس مراجعت كردم .
پس از چند سال به واسطهء هجوم زرايا و بلايا ثالثا عازم طواف خانهء خدا زاده الله شرفا شده ايضا در اسلامبول قصد اقامت كردم و با جناب غفرانمآب فيلسوف يگانه سيد جمال الدّين افغانى مراودات و معاهدات به ميان آمد ، با اينكه بر خلاف ميل سفير ايران بود به ممانعت و مزاحمت او وقعى نمىگذاشت . ميرزا آقا خان كرمانى شهيد ميدان آزادى واسطهء تحريرات و رابطهء تدميرات بود .
حسب الاقتضا به صوب هندوستان تصميم مسافرت [ كرد ] و مدتى در بمبئى به اقامهء وظايف اسلاميت و انسانيت پرداخت . كتاب « اتحاد اسلام » به زبان فارسى سهل ممتنع و كتاب الابرار در رد احمد قاديانى به لسان عربى مبين و ادبى متين در ايام اقامت بمبئى به قلم عاجزانهام بحول الله نوشته شد و به ملاحظهء وصول مكاتبات سريه از مرحوم سيد جمال الدّين و پرنس ملكم خان و ايفاى وظيفهء مأموريت روحانى و پنهانى با تقبيل اعتاب مقدسهء عراق عرب تجديد عهد كرده و در نجف اشرف و حائر مبارك در طى مواعظ عمومى و تقريرات خصوصى لزوم مداخلهء علماى اعلام و حجج اسلام را در سياسيات ايران اثبات و خاطرنشان نمودم .
پس از سالى توقف و تشرف از طريق بصره به شيراز آمده هفت سال در آن دار العلم به تعليمات اخلاقى و آدابى و تدريس علوم شرعيه پرداخت . بعضى از هواپرستان حاجى آصف شاهسون را اغواء كردند و نويد دوام حكومت دادند . بلطائف تزوير و تدليس حكم احضار بنده را از تهران صادر كرد .
با كمال كراهت از آب و هواى مصفا و جعفرآباد و گلگشت مصلى صرفنظر و به اصفهان آمده چند ماه هرروزه به منبر وعظ صعود كرده فضائح و قبائح حكام ظلم و عالم نمايان اعوان ظلمه را تشريح و توضيح نمودم و به تهران آمدم .
ميرزا على اصغر خان امين السلطان از طرف مرحوم مظفر الدّين شاه ابلاغ كرد كه شاه مىفرمايند هروقت تصور مىكنم شيخ الرئيس در طهران به منبر خواهد رفت فرائض من
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 323
مساهمون: عزيز دولت آبادى
ص٣٢٣