جنس نارفته به انبار ز خرمن بفرست * كه برون نايد از انبُر ز درون انبار
بهر بزم تو مهيا شده در دهر سه چيز * شهد از نخل و زر از خاك و دُر از دريابار
در مدح حضرت امير ( ع ) گويد :
چرخ را بر گردن از عقد مجرّه مرسله * زهره را از ماه نو در گوش سيمين گوشوار
از نيام شرق شمشير جهانافروز مهر * آشكارا شد چو تيغ شاه ، روز كارزار
آنكه در روز وغا جبريل خواندش از خدا * لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار
حامى شرع پيمبر ماحى آثار كفر * پيشواى راستين مقصود دور روزگار
گر فتد از آتش قهرش شرارى بر محيط * ور چكد از ابر لطفش قطرهيى در شورهزار
بحر موجافكن از او گردد چو موجآور سراب * شورهزار خشك ازين گردد چو خرم نوبهار
( نگارستان دارا ، ص 183 - دانشمندان آذربايجان ، ص 127 - الذريعة ، ج 9 ، ص 274 )
حيرت قاجار
ابو الحسن ميرزا شيخ الرئيس متخلص به « حيرت » فرزند حسام السلطنه شاهزاده محمد تقى ميرزا ، نوادهء فتح على شاه قاجار است به سال 1264 هجرى قمرى در تبريز زاده شد در مكتبخانهء ملا عبد العلى كه آموزگار اميرزادگان بود تحصيل كرد و در يازدهسالگى به طهران رفت و در محضر ملا على دماوندى نحو و منطق فراگرفت و نزد ملا ابراهيم حكيم سبزوارى به تكميل كمالات پرداخت . وى در نظم و نثر توانا بود ديوانش در بمبئى به چاپ رسيده و در مقدمه آن ترجمهء حالش مسطور است خود مىنويسد :