تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
مىگفتم كه جالب انظار اهل ذوق و ادب بود ، و هم در آن ايام به محراب عبادت و منبر افادت برآمدم . از بركات توجهات گرانبهاى سلطان سرير ارتضا تمام مستمعين به سمع القبول و عين الرضا به سخنانم ملاحظه مىكردند و حسن ظن داشتند . همت بنده بلندپروازى كرد و خداوند بنده‌نوازى ،
همچو مستسقى كز آبش سير نيست * پس بر آنچه يافتى بالله مايست
محض خروج از ذلت تقليد و عروج به عزت اجتهاد به عتبات عاليات مسافرت كرده و در نجف اشرف و كربلاى معلى در مجمع افادات علماى اعلام و حجج اسلام آقاى حاجى ميرزا حبيب الله رشتى و فاضل ايروانى و شيخ الطائفه آقاى شيخ زين العابدين مازندرانى ، و آقاى فاضل اردكانى قدس الله ارواحهم استفاضه و استضائه مىنمودم . تا اينكه قائد سعادت و مسألت توفيق به ناحيهء مباركهء سرمن‌رأى رسانيدم و به حضرت استادنا الاعظم كشانيدم . حسب الامر غفران مآب حجة الاسلام آية الله على الانام نائب الامام عليه السلام مولينا ميرزاى شيرازى عطر الله مرقده در آن ناحيت قدس و حوزهء درس رحل اقامت افكنده شب و روز به تحرير و تنقيد مسائل شرعيه و استنباط احكام فرعيه از مآخذ اصليه اشتغال بلكه اشتعال داشتم . مراتب لطف و تشويق آن استاد مسلم و فقيه اعلم در حق اين بنده در مجالس افاضات علميه آنچه فرموده‌اند ثبت خاطر معاصرين است و آنچه به قلم مبارك آمده حاضر و موجود ، وسيلهء دست افتخار است . پس از مراجعت به ارض اقدس تصادف كرد با حكومت مستقلهء مستبدهء ميرزا عبد الوهاب خان آصف الدولهء شيرازى . چون سبك و روش مواعظ و نطقهاى بنده منافى خيالات استبداديه بود و عموم مردم بدبخت را به حقوق حريت مشروعه و آزادى طبيعى خود تنبيه و آگاهى مىدادم بر خلاف بعضى از علماء سوء كه جميع آيات قرآنيه و روايات مأثوره را به تأويل نفسانى و تنزيل شيطانى به وجوب اطاعت سلطان جور و لزوم انقياد احكام خودسرانهء فراعنهء عصر و نماردهء وقت مؤول و محول مىكردند لاجرم از آن عتبهء عرش مرتبه خائفا يترقب هجرت كرده ثانيا عزيمت زيارت بيت الله نمودم . در مراجعت حج در اسلامبول به خواهش دوستان ايرانى و عثمانى به نشر معارف ايمانى
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 322 | عزيز دولت آبادى