آقاى گلچين معانى هم در كتاب « شهرآشوب در شعر فارسى » در اين مورد بحث كردهاند .
جوياى تبريزى
ميرزا داراب بيگ متخلص به جويا فرزند ملا سامرى و از سخنوران نامى اواخر سدهء يازدهم و اوايل سدهء دوازدهم هجرى است . اصلش تبريزى است ولى او و برادرش ميرزا كامران متخلص به گويا و ميرزا فتح على متخلص به « تسكين » در كشمير متولد شدهاند .
« جويا » به سال 1118 فوت كرده و عبارت ( سخنپرور ) ماده تاريخ فوت اوست .
مؤلف « صبح گلشن » دربارهء وى چنين نوشته است :
« ميرزا داراب بيگ منشاء اصولش شهر تبريز است و مولد جويا و برادرش ميرزا كامران گويا خطهء كشمير مردمخيز ، با سالك يزدى و سالك قزوينى و طالب كليم همبزمى نموده و بعد از غنى كشميرى اوستاد مسلم الثبوت سخنسنجان آن ديار بوده ، على ابراهيم خان حاكم كشمير در مراعات او به دل كوشيدى و در حسن سلوك با وى گرم جوشيدى ، به عهد عالمگيرى در سنهء ثمان عشر و مائة و الف ( 1118 ) با گذشتگان پيوست . يادگارش ديوان متضمن ساير اقسام نظم دست به دست ارباب ذوق است . . . » .
دكتر محمد باقر استاد دانشگاه پنجاب در احوال و آثار جويا رسالهيى در 88 صفحه تأليف كرده و به سال 1333 ش . در لاهور به چاپ رسانيده است . وى از « تاريخ كشمير اعظمى » كه به سال 1148 ( يعنى سى سال بعد از وفات جويا ) تدوين يافته چنين نقل قول كرده است : « ميرزا داراب جويا پسر ملا سامرى است . صاحب سخن و معنىياب بود در فن سخنپردازى تتبع ميرزا صايب مىنمود ، با محمد سعيد اشرف و ملا على رضاى تجلى صحبت داشته ، اين هر دو شاعر مذكور همراه ابراهيم خان به نوبت در كشمير آمده و از استادان او بودند . ميرزا داراب از شعراى عهد خود امتياز داشت و صاحب ديوان فصاحت بيان است و . . . » .
غلام على آزاد در تذكرهء خود چنين نوشته است : « اغلب شعراى هند كه در اوايل قرن دوازدهم هجرى بودهاند مانند عبد العلى طالع و عبد العزيز قبول و ملا ساطع و غير آنها از