تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

جوهرى تبريزى

عبد اللّه جوهرى زرگر و كيمياگر تبريزى در سدهء هفتم بود و بين سالهاى 650 و 690 ق . مىزيست وى به شام و مصر سفر كرد از آثارش قصيده‌يى به نام « حوليه » در 154 بيت به فارسى است و شرحى بر آن به همين زبان نوشته و « بحر الفوائد » نام نهاده است . نسخهء خطى آن در كتابخانهء شخصى شادروان محيط طباطبايى هست . ( تاريخ تبريز مشكو ، ص 793 ) كتابى كه دكتر مشكور به نام بحر الفوائد ياد كرده در فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه ، ج 11 ، ص 2255 - 2263 تحت عنوان « مجمع الفوائد » چنين معرفى شده است : در شرح قصيدهء حوليه در كيميا از عبد الله جوهرى تبريزى در 680 كه به شام سفر كرده با بزرگان آنجا مانند ملك ناصر الدّين بن عزيز بن ناصر بن صلاح الدّين سلطان ديدار كرده « ص 43 » و با ارغون پادشاه ايران برخورده است « ص 47 - 51 ) ، بعد فهرست مندرجات آن تفصيلا ذكر شده است . از اين شرح در كتابخانهء دانشگاه تهران ، به‌شمارهء 3290 هست . آغاز قصيده :
در كمال حسن رويش چون جمال آمد جبين * از صباح روى او فى الحى نادوا مصبحين
انجام :
گر تو خواهى تا بهشت خلد بينى هان ببين * هذه جنات عدن فادخلوها خالدين
در پايان صفحهء 5 مىگويد كه خلسه‌يى مرا در تربت شيخ سعد الدّين دروليان كوه شهر تبريز دست داد و بيت آخرى را كسى بر من آشكار شد و به من گفت و شعر آخرى كه خودم سروده‌ام اين است :
ملك توران ملك شه كيخسرو آمد بر زمين * كاين خلف آمد ز من در كشور ايران زمين
در صفحهء 18 آن آمده « من ديدم در شهر تبريز در سدهء 686 ست و ثمانين و ست مائة » . و در صفحهء 146 اين نسخه مناجات و اشعار مؤلف و در پايان دو مثنوى از خود جوهرى آمده است .
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 295 | عزيز دولت آبادى