الملك احمد ، شيخ الاسلام ابو القاسم ، ملك حمزه ميرزا حشمت الدوله ، ميرزا حسن خان وزير نظام ، حجة الاسلام ابو القاسم ، حجة الاسلام باقر ، داراب ميرزا ، انوشيروان ميرزا ، سيد احمد خان ، مصطفى قلى ميرزا معز الدوله ، بيگلربيگى .
جرعه مثنوى خسرو شيرين نيز گفته كه ناتمام آن به 1500 بيت بالغ و به اين بيتها شروع شده است :
خداوندا عنايت كن زبانى * كه پردازد به معنى داستانى
زبانى عنصرش از عشق و مستى * ز هر وصفى به ذوقش چيرهدستى
نهان يك چرخ مهر اندر سرشتش * نهالى چهر مهرويان بهشتش
ز آزادى به جان او را جدايى * به دلهاى اسيرش آشنايى
( دانشمندان آذربايجان ، ص 93 - 94 - فهرست كتابخانهء مجلس ، ص 247 - 248 - فهرست نسخههاى خطى ، ج 3 ، ص 2271 )
جرمى تبريزى
آقا محمد از شاعران اواخر سدهء 13 و اوايل سدهء چهاردهم ق . تبريز و از معاصران حاجى سيد عظيم شروانى ( متوفى 1308 ق . ) است . يوسف نام باكويى ، جرمى را هجو كرده و سيد شروانى با يك قطعهء طولانى او را مجاب ساخته و آن قطعه در ديوان سيد به سال 1313 و 1315 ق . در تبريز چاپ شده است .
( دانشمندان آذربايجان ، ص 94 ، 186 - الذريعة ، ج 9 ، ص 193 )
جزمى تبريزى
از سخنوران سدهء دهم هجرى قمرى است در تبريز به عطّارى مشغول بود . به دوستان شاعر خود ضيافت مىداد و بدينوسيله خود را از بدگويى آنان نگاه مىداشت ، از اوست :
با وجود بىوفاييهاى او * سوخت جانم را جداييهاى او « 1 »
هامش
( 1 ) - حقيرى تبريزى گويد :با وجود بىوفاييهاى او * سوخت جانم ز آشناييهاى او . . .