عماد الاسلام رئيس السادات تبريزى گفته است دو بيت از آن براى نمونه نقل مىشود :
و من عجيب قصة الجليس * واقعة الحمام للرئيس
قال رئيس سادات الكرام * عزمت فى يوم الى الحمام
در اسفندماه 1352 شمسى كتابى به نام « زندگىنامهء شهيد نيك نام ثقةالاسلام تبريزى » به اهتمام آقاى نصرت اللّه فتحى متخلص به آتشباك تأليف و به وسيلهء بنياد نيكوكارى نوريانى به چاپ رسيد .
مؤلف با تدوين و تأليف اين كتاب ، دين ملى خود و هموطنان را نسبت به اين شهيد آزاده و فقيد سعيد ادا كرده است .
( دانشمندان آذربايجان ، ص 91 - 92 - ريحانة الادب ، ج 1 ، ص 236 - 237 - كتاب زندگىنامهء شهيد نيكنام ثقةالاسلام تبريزى - فرهنگ سخنوران )
جانبى تبريزى
از سخنوران سدهء دهم هجرى قمرى است . سام ميرزا او را گلكار معرفى كرده و مؤلف خلاصة الاشعار مىنويسد كه از شعراى تبريز و در ميان اقران به حليهء فصاحت و بلاغت مزين و محلّى است اين بيت در هر دو تذكره به نام وى نوشته شده است :
شمع را روشن من امشب ز آتش دل كردهام * تا به بزم آن پرى يكلحظه منزل كردهام
در كتاب دانشمندان آذربايجان ص 220 مسطور است كه مولانا صايب گويا در سنهء ( 1050 ) در تبريز تشريف داشتهاند زيراكه سياح معروف عثمانى : « اوليا چلبى » در آن تاريخ كه به سمت مأموريت مخصوصه به ايران و تبريز آمده در سياحتنامهء خود چنين نوشته است : هفتاد و هشت نفر از شعراى فصيح اللسان و بديع البيان و صاحب ديوان در تبريز وجود دارند . ياورى ، صايبى ، ادهمى ، چاكرى ، جانبى ، راضى ، واحدى از جملهء آنان محسوب مىگردند .
جاى ترديد است كه « جانبى » كه شرح حالش را سام ميرزا در تحفهء سامى ( مؤلفهء 957 ) آورده تا سال 1050 زنده بوده باشد . مسلما آنكه اوليا چلبى از او ياد كرده از شاعرانى است كه متأسفانه مثل ياورى ، ادهمى ، چاكرى آثارشان هنوز به دست نيامده است .
( تحفهء سامى ، ص 253 - دانشمندان آذربايجان ، ص 92 - الذريعة ، ج 9 ، ص 190 )