تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
پس از مرگ او شعرا و نويسندگان به ندبه و زارى پرداختند كه براى نمونه‌بندى از مرثيهء « محمد قاضى » نقل مىشود :
دختران لطيف فكر و هنر * در فراق تو بىپرستارند كودكان عزيز شعر و غزل * دور از ديدهء تو بيمارند سوى كنعان خويشتن بازآ * كه همه عالمت خريدارند به كجا رفتى اى نشاط جهان * بىتو دلها همه عزادارند تو يكى ماه بىبدل بودى * ور نه ماه و ستاره بسيارند در شگفتم ز رسم و راه نوين * كآسمان گيرد از زمين پروين
و على سالار سعيد متخلص به حيدرى تاريخ فوت او را در مقطع قصيده‌يى چنين بيان كرد :
تاريخ فوت هجرى جستم ز حيدرى گفت * ( مرده اديبهء دهر پروين اعتصامى )
( 1360 ق ) آثار لطيف پروين او را در عداد بزرگترين و عفيف‌ترين شاعره‌هاى ايرانى قرار داده است . شادروان ملك‌الشعراى بهار در ديباچهء ديوان وى چنين اظهارنظر كرده‌اند : « اين ديوان تركيبى است از دو سبك و شيوهء لفظى و معنوى ، آميخته با سبكى مستقل ، و آن دو يكى شيوهء شعراى خراسان است خاصه استاد ناصر خسرو ، ديگر شيوهء شعراى عراق و فارس به ويژه شيخ مصلح الدّين سعدى . از حيث معانى نيز بين افكار و خيالات حكما و عرفاست . اين جمله با سبك و اسلوب مستقلى كه خاص عصر امروزى و بيشتر پيرو تجسم معانى و حقيقت‌جويى است تركيب يافته و شيوه‌يى بديع به وجود آورده است . . . پروين در قطعات خود مهر مادرى و لطافت روح خود را از زبان پرندگان ، از زبان مادران فقير ، از زبان بيچارگان ، بيان مىكند گاه مادرى دلسوز و غمگسار است گاه در اسرار زندگى با ملاى روم و عطار و جامى سر هم‌قدمى دارد . . . در اين مدت اشتغال ساختن ديوانى با اين زيباييها و با اين آب و رنگ دل‌فريب خاصه با اين يك‌دستى و فصاحت و روانى . . . كار مردان فارغ البال نيست تا چه رسد به مخدره‌يى كه كمتر از درس و بحث فارغ بوده و مشاغل خانوادگى بسيار نيز داشته است . . . در ايران كه كاخ سخن و فرهنگ است اگر شاعرانى از جنس مرد پيدا شده‌اند كه مايهء حيرت‌اند جاى تعجب نيست اما تاكنون شاعرى از جنس زن كه داراى اين قريحه و