تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
اى لعل دل‌افروز تو بااين‌همه پرتو * جز مشترى سفله به بازار چه ديدى رفتى به چمن ، ليك قفس گشت نصيبت * غير از قفس اى مرغ گرفتار چه ديدى
پس از اين جدايى ، پدرش با چاپ ديوان موافقت كرد و پروين دست به انتشار مجموعهء اشعار خود زد و به همين مناسبت به اخذ نشان درجهء 3 علمى از وزارت معارف نايل گرديد اين ديوان كه بالغ بر 7000 بيت است در مردادماه 1314 شمسى به همت برادر بزرگترش ابو الفتح اعتصامى به چاپ رسيد و تاكنون چهار بار تجديد طبع شده است . شادروان يوسف اعتصامى به منزلهء آينه‌يى بود كه افكار دانشمندان و نويسندگان غرب را به پروين منعكس مىكرد و او را به ترجمهء آنها برمىانگيخت . پروين در هر قطعه شعر هدفهاى معنوى بزرگى را تعقيب مىكرد و هرگز در بند قافيه و لفظ نبود . انسجام كلمات و انديشه‌هاى ژرف و رعايت صنايع معنوى و آداب سخنورى از مشخصات اشعار نغز و دلكش اوست . وى روز سوم فروردين‌ماه 1320 بدون هيچ‌گونه سابقهء كسالتى در بستر بيمارى خفت و طبيب معالج در اثر مداواى غلط فرصت را فوت كرد و شب 16 فروردين‌ماه 1320 شمسى مطابق 1360 قمرى صياد اجل يكى از بهترين و مستعدترين سخنوران را از پا درآورد . او را در قم پهلوى مزار پدر دانشمندش دفن و قطعه زير را كه از سروده‌هاى خود پروين بود بر سنگ مزارش نقش كردند .
اينكه خاك سيهش بالين است * اختر چرخ ادب پروين است گرچه جز تلخيى ايام نديد * هرچه خواهى سخنش شيرين است دوستان به كه ز وى ياد كنند * دل بىدوست دلى غمگين است صاحب آن‌همه گفتار امروز * سايل فاتحه و ياسين است خاك در ديده بسى جان‌فرساست * سنگ بر سينه بسى سنگين است بيند اين بستر و عبرت گيرد * هركه را چشم حقيقت‌بين است هركه باشى و ز هرجا برسى * آخرين منزل هستى اين است آدمى هرچه توانگر باشد * چون بدين نقطه رسد مسكين است اندر آنجا كه قضا حمله كند * چاره تسليم و ادب تمكين است زادن و كشتن و پنهان كردن * دهر را رسم و ره ديرين است خرَّم آن‌كس كه در اين محنتگاه * خاطرى را سبب تسكين است