بيانى تبريزى
از شاعران متذوق سدهء 11 ه . ق . تبريز است صاحب مجمع الخواص ( مؤلفهء 1016 ق . ) كه با وى معاصر بود مىنويسد : اوايل عمر خود را به زركشى صرف كرد بعد به كاغذبرى و نقاشى پرداخت اين بيت از اوست :
مه من سوى مسكينان نگاهى مىتوان كردن * اگر هر روز نتوانى به ماهى مىتوان كردن
( مجمع الخواص ، ص 271 - دانشمندان آذربايجان ، ص 74 - الذريعة ، ج 9 ، ص 150 )
بينش تبريزى
محمد على پسيان ملقب به كشاف الاسرار و متخلص به « بينش » از شاعران صوفىمشرب اوايل سدهء 14 هجرى قمرى است اصلش از قراباغ است ولى به علت طول اقامت در تبريز به تبريزى معروف است وى عموى كلنل محمد تقى خان پسيان است ، و خود رئيس فقراى وقت ذهبيهء تبريز بود و در شعبان 1336 قمرى وفات يافت . سال 1319 ق . منظومهيى به نام « هفت مجمر » سروده كه به سال 1323 قمرى در تبريز به چاپ رسيده است و بعد با يك مجمر الحاقى در ضمن جلد دوم جلاليه نيز چاپ شده است از اشعارش در « جلاليه » و رسالهء « مجموعهء حاضر » و تذكرة الاولياى پرويزى آمده است از هشت مجمر اوست :
به نام آنكه اول شد از اول * بود اوهام در ذاتش معطل . . .
محبت نار را ريحان نمايد * محبّت جسمها را جان نمايد
محبت بر جهان بخشد حياتى * جمادى را دهد روح نباتى
محبت از نبات آورده حيوان * ز حيوان هم عيان او كرده انسان
ز انسان نور حق او كرده ظاهر * محبت هست بر اين ملك قاهر
در پايان گويد :
به عهد دولت سلطان مظفر * به روزى شد تمام اين هشت مجمر
چه روزى بهجتافزا هم چو نوروز * كه بودى از ربيع الاول آن روز